سيد محمد باقر برقعى

1498

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

رحمانى ( 1331 ) محمد رضا رحمانى ، از شعراى غزلسراى معاصر است كه در بانك ملّى به خدمت اشتغال دارد . با اينكه آثارش كمتر در دسترس قرار گرفته ، امّا در شاعرى رهروى است كه از استعداد كافى برخوردار مىباشد . بهتر است آنچه خود در شرح حالش نگاشته با كمى تصرّف بياورم : « در بيستم اسفندماه 1331 در تهران به دنيا آمدم . كودكىام را به‌ياد دارم ، در خانه‌اى بزرگ كه چندان بر عمارت نماند و روزگار چنان بر سرمان آواره‌اش كرد كه هنوز بر دستهاى كودكى زخمهاى بزرگ زندگى را شماره مىكنم . به گفتهء رودكى : " گيتى است كى پذيرد هموارى " . از همان منزلگاه گهواره رؤيايى و خوابگون بودم ، تماشاگر جهانى كه از آن مىگذشتم . پدر آن‌قدر ديوان شريف حافظ را تورق كرد تا من نيز از بىستارهء دنباله‌دار ، زمين را كه گرسنهء گندم بود و عشق ، به جانب دريا آمدم با بضاعتى اندك كه در چشمتان هست . در آمدوشد ساليان مدرسه چه زود دلم گرفت ، حتى نتوانستم آن ورق پاره را قاب بگيرم و چون روستازادگان دانش‌مرد به وزيرى پادشاه بروم تا لن‌ترانى نان ، نمك بر زخم نپاشد . امروز كه اين سياهه را رقم مىزنم ، در دوران تنش بزرگ در دكان صرافان به كار گل مانده‌ام . نه آن‌چنان‌كه سعدى در حلب ، چرا كه او را پرستاره شب بود و هم‌خانه‌اى كه جنبشى مىگريست . هنوز چشم نگشوده بودم كه به تير مژگانى هلاك شدم و ديرى است در قفس آهكين وجود خويش فسرده مىشوم . از آن ستم كه بر من رفت دو دردانه نصيبم شد تا روزى كسى شوند ، جولاهى بافنده ، تافتهء فرهنگ بشرى ( كاش مادر بود و كوكب بختم را