سيد محمد باقر برقعى

752

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

شبى با ريجاب نيم‌شب بود و درّهء ريجاب * خلوتى قدسى و خدايى داشت با سرود هميشه جارى رود * چنگى زهره هم‌سرايى داشت * * بيشه هم‌بستر سياهى و ، ماه * از گريبان درّه سر بر كرد چون عروسى كه پرده برگيرد * جلوه‌اى كرد و پرده ديگر كرد * * بيد مجنون به غرفه‌هاى جمال * چادرى از حرير را ماند گرد پاى سوار آب اينجا * خوابها را ز ديده مىراند * * باغبان بهار گسترده‌ست * خوانى از مهر مىپرستان را تود و انجيربن براى نثار * نقل و شهد آورند مستان را * * لاله سر در كنار سوسنها * آرميده‌ست زير چادر بيد شبنم از خواب ناز نگشايد * چشم از اينجا به عشوهء خورشيد * * پاى هشته به دوش سرو و چنار * بندبازان تاكها ، چالاك رويشى در يگانگى دارند * سنگ و آب و درخت و سبزه و خاك * * در نهان جاى سايه‌روشنها * رسته هر گوشه زنبق مهتاب دفتر لحظه‌ها ورق مىخورد * با سرانگشت شاخه‌اى در آب * * باد ، با برگ گرم راز و نياز * سروها در نماز روحانى تاك ، فانوس خوشه‌ها در دست * مىبرد ماه را به مهمانى * * رود ، دامن‌فشان و پاكوبان * از تغنّى و نغمه مالامال چتر گردو گشوده بر سر باغ * صخره‌ها صُفّهء جمال و جلال