سيد محمد باقر برقعى
725
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
* آه ! اى خورشيد گرم و مهربان ما * آه ! اى مهر بزرگ مهرگان ما كه نويد روشنى از دوردست تار مىآرى ! * جام چشم كودكان كاوه ، خونين است ! باز ضحاك زمان ، مست است * از خون عزيزان ، مست ! آه ! اى مهر بزرگ مهرگان ما * كو فريدونى كه گردد همنشين مهربان ما بهار گيلان رود ، غرّان و راه ، پيچاپيچ * سبزه در سبزه كوه و جنگل و دشت خون گرم شقايق وحشى * ريخته بر كنار جادهء رشت * برق مىخندد ، ابر مىبارد * باد ، بوى بهار ، مىآرد از سر ( دلفك ) ، آسمان خواهد * شبكلاه سفيد بردارد * آه ! اى روزگار دور و دراز ! * كه بهاران تازه را بىما - ، مىكنى در ديار ما آغاز ؛ * دلگشا كن ولايت ما را جاودان كن حكايت ما را .