سيد محمد باقر برقعى

722

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

ديلم ( 1355 ) ، 4 - قيام غريب شاه گيلانى در دورهء صفويه ( 1357 ) ، 5 - يه‌شو . بوشئوم . رخئونه ( شعر گيلكى 1358 ) ، 6 - ليله‌كوه ( شعر گيلكى 1358 ) ، 7 - فرهنگ گيل و ديلم ( 1367 ) ، 8 - دكتر حشمت جنگلى ( 1368 ) ، 9 - خونينه‌هاى تاريخ دار المرز ( گيلان - مازندران 1370 ) ، و چند اثر ديگر . اشتباه با ننگ اگر قياس كنى اشتباه را * نفرين نشويد اين‌همه داغ گناه را اى داغ ننگ‌خوردهء جاويد روزگار * نامرد آنكه بخشدت اين اشتباه را بردى ز كوره‌راه ، لب پرتگاه ژرف * صدها هزار مردم جوياى راه را هر قطره خون گرم كه بر خاك راه ريخت * بايد در آستين تو جويم گواه را آن صبح دلپذير كه گفتى رسد ، رسيد * لعنت به شب كه زاد چنين صبحگاه را بالاتر از سياهى اگر رنگ ديگريست * شرم آيد از گذشتهء خود دل‌سياه را عمرى به‌سوى گمشده‌اى تاختيم و باز * نشناختيم پيچ‌وخم راه و چاه را جريان تاريخ چو شط روشنى جريان تاريخ * به درياى تكامل رهسپار است رود همراه اين شط مقدّس * هرآن قطره كه بىگرد و غبار است * * بدون وقفه پس بايد بكوشيم * كه از آن قطره‌هاى پاك باشيم نه آنكه در لجن‌زار كرانه * پر از گند و نهان در خاك باشيم * * به‌سوى بحر موّاج تكامل * كه شطّ جنبش ملّت روان است ز كولاك حوادث پاك گردد * هرآنچه در وجود وى نهان است * * خدايان ره مرداب ظلمت ! * هزاران قرن ظلم و كينه كافيست ! نخواهد كرد هرگز شطّ تاريخ * ز سدّ رو بناهاى كهن ايست