سيد محمد باقر برقعى

37

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

دلنواز آهنگ « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم » * اين سرود معرفت‌افزاى ايمان‌آفرين بىتوقف در ترنّم تا به روز واپسين * اى بهين كيش خدا ، اسلام ، اى دين مبين ! عاشق حق را كه هر شب ذكر يا رب يا رب است * نام فخر آفرينش ، مصطفى هم بر لب است آفتاب عارفان ، رخشنده تاج مرسلين * اى بهين كيش خدا ، اسلام ، اى دين مبين ! مهر آيين محمّد ( ص ) فاتح دلها شده‌ست * آسمانى پرتو قرآن ، جهان‌آرا شده‌ست صوت « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ » جاودانه در طنين * اى بهين كيش خدا ، اسلام ، اى دين مبين ! استحاله ! صبحگاهى ناگهان ! در عالم ناباورى * كلّه‌پاچه خوردم و ترشى و نان و بربرى مانده‌ام حيران كه بر مستضعفى حسرت‌نژاد * شد چسان جور اين بساط مختص مستكبرى ! بىگمان نيروى مرموزى برايم صاف كرد * راه ناهموار بين كهترى و مهترى ور نه با ضعف مواجب از من اين امر خطير ! * برنيايد جز به جادو جنبل و افسونگرى ! ما كجا و اين خوراك لوكس اشرافىپسند * زيبدش بر سفرهء پرزرق‌وبرق قيصرى جلوه‌گر گردد سر ميز فلان اسكن‌تبار * همچنان‌كه ميگو و ماهى سفيد مرمرى يا شود زيب بساط آنكه در دنياى فقر * با حقارت سر به زير اندازد از بىزيورى ليك گردن بركشد تا عرش از سكوى پول * دون شأن خويش داند شوكت اسكندرى . . . سير گشتم چون از آن طرفه غذاى دلپذير * بر وجودم چيره شد باد و بروت سرورى