سيد محمد باقر برقعى

36

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

آتشى ( 1311 ) اسماعيل آتشى ، شاعر طنزپرداز و فكاهىسرا ، فرزند حسن در سال 1311 هجرى شمسى ، در شهر بروجرد از مادر زاد ، تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاه خود به انجام رسانيد ، ازآن‌پس راهى تهران شد و به دانشگاه تهران راه يافت و در رشته‌هاى ادبيات فارسى و روانشناسى و علوم تربيتى به تحصيل ادامه داد و فارغ التحصيل شد و به تدريس در دبيرستانها مأموريت يافت و سرانجام بازنشسته گرديد . آتشى در سال 1355 براى ديدن دو فرزندش به آمريكا رفت و قصدش اين بود كه در آنجا اقامت گزيند ، اما به قول خودش : « پس از چندى دريافتم دلم به اقامت در آن سامان خوش و خرسند نيست ، كم‌كم دلبستگى به آداب و سنن ، گذشته‌هاى خاطره‌انگيز ، كشش آب و خاك و بوى شامه‌نواز ايران عزيز مرا به آغوش مام وطن بازگردانيد . » آتشى كه در شعر بيشتر به جنبه‌هاى فكاهى و طنز آن توجه دارد و آثارش را با نامهاى مستعار : آتشفشان ، شوتعلى ، انار دونه‌دونه ، الف . آ ، منجم‌باشى ، يشتا ( يشتا مقلوب كلمه آتشى است ) ، در روزنامه‌ها و مجله‌ها منتشر مىسازد و در حال حاضر با روزنامهء طنز و كاريكاتور همكارى دارد . آتشى اضافه مىكند : « با وجود شاعرانى نظير : سايه ، سيمين ، رهى ، زهرى ، عمران صلاحى و . . . وارد اين جرگه شدن دور از خرد است ؛ غير از اين است ؟ . » بهين كيش خدا نام پرآوازه‌ات زيب سماوات و زمين * از سمرقند و بخارا تا وراى هند و چين فرِّ عالمگير تو باطل‌ستيز و حق‌گزين * اى بهين كيش خدا ، اسلام ، اى دين مبين !