دكتر عقيقى بخشايشي
86
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
ترتيب محاوره و مناظره انجام داد . درست است هدف اصلى او نيز حمله به اسلام و كوبيدن آن بود ، ولى خود اين امر ، باعث شد كه يك نوع مقارنه و موازنهء عقايد اسلامى با مسيحيّت ، انجام پذيرد و احكام قرآن خودبهخود مطرح گردد . البتّه اكنون ضرورتى ندارد كه بگوئيم نتيجهء اين بحث مناظره چه بود ؟ يا اينكه إعلام نمائيم كه از پيش تعيين و ساخته شده بود ، چون او قرآن را مجرّد و منسلخ از براهين و حجج و ادلّهء خود نموده ، و دلائل مسيحيّت را تقويت كرده بود . او نخستين نويسندهاى بود كه در زمينهء بحث و بررسى اسلام و غرب گام برمىداشت و بهصورت روشن از اسلام آگاهى مىيافت و در هر صورت او به اسلام فرصت داد كه در غرب به سخن گفتن بپردازد ، چون او شيوههاى خاصّى را در مناظره پيش گرفت . در آغاز به برخى از فضائل قرآن و معتقدات و آداب آن اعتراف نمود ، البتّه تمام نويسندگان مسيحى در آغاز گفتار خود به اصطلاح بىطرفى و رعايت انصاف و بىنظرى در قضاوت بين اسلام و مسيحيت را مطرح مىساختند ، ولى عملا در پايان كار ، تنها به نفع مسيحيّت رأى صادر مىكردند . برخى مانند « دووردى » مىگفت : « هدف اين است كه برخى از اخبار جديد را بشناسيم ، و بشنويم تا عقول و انديشههاى خود را شاداب سازيم . . . . » ترجمههاى نخستين قرآن از سوى محافل غربى نوعا دربرگيرندهء تنبيه ، اخطار و هشدار ضرورى به خوانندگان بود . أحيانا در ترجمه انگليسى قرآن توجّه دادن به اشتباهات و لغزشهاى ترجمه تركى وجود داشت و به خوانندگان خويش ، هشدار مىداد كه هدف از ترجمه آن است كه با آمادگى كامل با دشمن روبرو شويد يا به خاطر شكست دادن دشمن اين ترجمه صورت پذيرفته است . اين نوع ترجمهها شبيه آن خط فكرى است كه بهوسيله « ژرژسال » در سال 1724 م به وجود آمده بود . اين ترجمه حدّ فاصل در ادبيّات عرب و آئين اسلام و قرآن مىباشد . او قرآن را از خود عربى ترجمه نمود و به صورت نثر انگليسى مبسوطى درآورد . حواشى و تعليقاتى بر آن افزود كه به زبان عربى و اروپايى بود ، آيهها را با شرحهايى كه بين دو پرانتز قرار داده بود ، ترجمه نمود و يك پيشگفتار مفصّل ، همحجم خود قرآن ، بر آن افزود . ترجمه « سال » بهصورت سريع در اروپا انتشار و شهرت يافت و در آمريكا و انگلستان بارها و بارها به چاپ رسيد . اين ترجمه بهصورت يك ترجمهء نمونهء جهانى ، تا فرصتهاى اخير از قرن 19 م . معروف گرديد . با اينكه خود « سال » حملات و خدشههايى نسبت به اسلام و قرآن داشت ، و در عين حال او برخى از فضائل و كرامات قرآن را نيز پذيرفته بود . نهايت امر مىگفت : اينها را از مسيحيّت فراگرفته است و پيامبر خدا را بهعنوان يك مصلح اجتماعى فرض مىنمود . او پيروان مسيحيّت را مورد نصيحت قرار داده است كه فحش و بدگويى و حمله به اسلام را بهموقع بحث ، كنار بگذارند . پس از انتشار ترجمهء « سال » پارهاى از مطبوعات به عرصهء حيات پا نهادند . اين مطبوعات حدود تأثيرگذارى ترجمه « سال » را نشان مىدهند . مجلّه شمال آمريكا ، مقالهاى در سال 1846 م . انتشار داد كه متن آن مقاله مراجعات مكرّر نويسندهاش را به ترجمه سال نشان مىداد و همين مقاله تأثير مثبت آن را نيز منعكس مىنمود و نشان مىداد كه ترجمهء سال ، تا چه حدود ، تأثيرى بر تودهء خوانندگان آمريكايى داشته است ، چون در آن مجلّه آمده بود : « اغلب خوانندگان آمريكايى وقتى از محمّد ( ص ) مىنويسند ، به روش و سبك صليبيان مىنويسند ، در صورتى كه اگر آنان قرآن را مىخواندند و عقل باز