دكتر عقيقى بخشايشي
85
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
قرآن صادر گرديده است كه تأثير خاصّى در تطوّر و دگرگونى فهم و درك ملل غرب نسبت به اسلام گرديده است . اين ترجمهها نوعا دريافتهايى نادرست و مبهمى را از قرآن دارند همراه با موضعگيرى شخصى كه نسبت به اسلام از آن دوران قرون وسطى و سرآغاز رنسانس با خود دارند . با آن ذهنيّت و با آن درك خطا و اشتباهى كه در نخستين ترجمهء انگليسى قرآن از زبان فرانسه توسّط « الكساندر روس » انجام يافت ، منعكس گرديده است . ولى ترجمهء ديگرى كه از زبان عربى توسط « ژورنث سيل » از قرآن صورت گرفت و در سال 1934 ميلادى انتشار يافت ، تا حدودى موضعگيرى صحيح و درست ديده مىشود و ترجمهء او ساده و روان و شرح و توضيحات لازم را همراه خود داشت . ولى در اثناى قرن 19 موضع فكرى برخى از محافل علمى آمريكا در مورد فرهنگهاى ملل ديگر ، از آن ميان ملّت اسلام ، تغيير فاحشى پيدا نمود و قضاوت نسبتا عادلانهاى در مورد فرهنگ ملل ديگر ابراز نمودند . در سال 1930 م . آقاى « محمّد مرمادوك بيكتون » خواست ترجمهء انگليسى كتاب مقدّس مسلمانان را ارائه دهد و آن را تحت عنوان معنى قرآن كريم مطرح ساخت ، ولى آن معنى ، در حدّ فهم انگليسى خود او بود ، نه در حدّ معنى و شأن قرآن . در پايان كار خود به اين امر اعتراف نمود كه : ترجمهء واقعى قرآن امكانپذير نيست . اين همان رأى مشايخ محافظهكار مصر بود . درست است ، او قرآن را بهصورت كلمه به كلمه ، و حرفبهحرف معنى نمود و نهايت سعى خود را در به كارگيرى الفاظ مناسب مبذول داشت ، ولى نتيجهاش قرآن كريم و عظيم نبود . آنچنانكه خود اعتراف نموده بود كه ترجمهء قرآن ، واقعا ، امكانپذير نيست ، چون سمفونيك بىنظير و منحصر به فردى كه قرآن دارد ، به حدّى است كه نغمههاى آن ، حتّى افراد را وامىدارد كه اشك خود را فروريزند و در يك نشأة و لذّت عرفانى خاصّى فروروند و انتقال آن به ديگر لغات و زبانها ، امكانپذير نيست . البتّه او سعى خود را به كار برده بود كه بخشى از سحر قرآن را به انگليسى انتقال دهد ، ولى هرگز امكانپذير نشد كه جايگزين قرآن ، در لغت عربى بوده باشد و نه آنكه خود قرآن باشد . تلاش و كوشش آقاى « بيكتون » نيز با آن تواضع خاصّ خود ، نمودار موضعگيرى كلّى غرب در مقايسه و مقارنه با بحثهاى نخستين غرب از قرآن مىتواند باشد و مشخّص است اين دو موضعگيرى چه اندازه باهم فاصله دارند . ولى از آن نظر كه شناخت اسلام و قرآن در غرب آماده و زمينهسازى كامل نشده بود ، معلوم مىگردد نظريّهها و افكار چقدر باهم تفاوت دارد ؟ البتّه با همه نواقص و معايبى كه در ترجمههاى غربى وجود داشت باز اين ترجمهها و تعليقهها ، بهخودىخود ، تأثير تدريجى خود را همراه داشت و افكار ملل اروپايى را متوجّه فهم صحيح و درست قرآن مىنمود . بهويژه در ميان فرهنگيان و دانشپژوهان و محقّقان ، اين علاقه به شناخت همزمان با ترجمه زندگى و بيوگرافى پيامبر اكرم ( ص ) و پارهاى از گزارشات در زمينه اسلام ، تقويت و تشديد پيدا مىنمود . تا اينكه موجب آن گرديد كه در طول شش قرن گذشته از آغاز قرون وسطى ، اطّلاع و آگاهى مردم غرب ، از اسلام رو به فزونى و كمال و پيشرفت نهد . * بررسى جديد بحث و بررسى جديد در مورد قرآن نخست از سوى فيلسوف متألّه « نيكولاس » در اواسط قرن 15 آغاز گرديد . او اسلام را بهعنوان يك مسئلهء فكرى و انديشهء علمى ، مطرح ساخت و بحث و بررسى را به