دكتر عقيقى بخشايشي

83

طبقات مفسران شيعه ( فارسي )

مبسوط استفاده مىشود كه در صورت عجز و ناتوانى از تعلّم مىتواند به ترجمه بسنده نمايد . در نهاية الأحكام و الروض آمده است : در صورت ناتوانى ، ترجمهء آن واجب است ؛ و آنچه از متن قواعد نيز استفاده مىشود همين است . علّامه در كتاب تذكرة نيز كفايت آن را اعلام داشته است ، ولى در كتاب ذكرى ، احتمال آن را پذيرفته است . » « 1 » نكتهء ديگرى كه در مورد ترجمه‌ها ضرورت دارد تا مدّ نظر باشد ، اين است كه مقصود از ترجمه ، ترجمه به مفهوم عرفى و لغوى است ، نه ترجمه به مفهوم واقعى كه عبارت از منعكس ساختن معانى و مقاصد اصل در ترجمه و نسخهء دوم باشد ، چون چنين امرى ، يقينا در مورد قرآن مجيد ناممكن و غير عملى است ، زيرا مفاهيم قرآنى ، به‌صورت واقعى و اصلى ، هرگز قابل انعكاس به ديگر زبانها نيست . * مسئلهء فقهى در اينجا مسأله‌اى كه خود را مطرح مىسازد اين است : جايى كه فردى سورهء حمد را به عربى نداند ، ولى ذكر عمومى خدا را به عربى بداند و از طرفى ترجمه حمد را نيز بداند ، كدام‌يك بر او واجب خواهد بود ؟ برخى احتمال داده‌اند كه ترجمه مقدّم بر ذكر باشد ، چون آن ، نزديك‌تر به قرآن است تا ذكر و ازسوىديگر تكبير گفتن با غير زبان عربى به هنگام ضرورت جايز است . ما معتقديم عدم آشنائى با زبان اصلى نبايد مانع و بازدارنده از ارتباط مخلوق با خالق خويش باشد چون : هركس به زبانى صفت وصف تو گويد * بلبل به غزل‌خوانى ، و قمرى به ترانه و هر انسانى هم در اقصى نقاط جهان ذكر خدا و عبادت او را با زبانى كه مىتواند بازگو مىنمايد هرچند لغت بين الملل اسلامى همان زبان قرآن و لغت عربى مىباشد . در هر صورت طالبان تفصيل ضرورت دارد به كتابهاى فقهى مراجعه نمايند . 4 . شرايط ترجمه : ترجمهء قرآن به اين سادگىها نيست كه هر فردى بتواند به آن دست‌يازد ، چون در ترجمهء قرآن ، علاوه بر دارا بودن به شرايط عمومى از قبيل علم ، آگاهى و فضل و داشتن تسلّط كافى و كامل به هر دو زبان اوّل و دوّم ، به حدّى كه ريزه‌كاريها و ظرايف اصل را درك كند و آنها را در زبان دوّم نيز ، در حدّ توان به كار بندد ، و بايد ترجمه به حدّى روان باشد كه به‌هيچ‌وجه نشان ترجمه در آن ديده نشود و ميان ترجمه و اصل ، هماهنگى لازم از نظر ضماير ، قيد زمان و مكان ، پسوند ، پيشوند ، روابط ، تركيب جمله و امثال آن رعايت گردد . بسيار روشن است كه در ترجمهء قرآن نمىتوان تمام ظرايف و دقايق و ريزه‌كاريها را به كار گرفت ، ولى ضرورت دارد كه مفردات كلمات و روابط و ضماير ، مطابق اصل بوده باشد و از تغيير و تبديل و تحريف ، مصون بوده باشد . 5 . فوائد ترجمهء قرآن : ترجمهء قرآن فوائد و آثار متعدّدى را دربردارد : اوّلا : آنكه پرده از جمال ملكوتى سخنان الهى برمىدارد و همگان را با سخنان نورانى خدا آشنا و انيس مىسازد و بر شوق و شور ايمان و اعتقاد مردم مىافزايد و حجّت خدا را بر همگان تمام و برملا مىسازد و مردم بيشترى را در مسير هدايت و سعادت ، قرار مىدهد و بر اعتقادات مؤمنان و تشكّل آنان مىافزايد ، تقوى و فضيلت بيشترى را در سرزمين دلها مىافشاند .

--> ( 1 ) مفتاح الكرامة ج 2 ، ص 356 ، چاپ دارالشورى مصر 1236 ه . ق .