دكتر عقيقى بخشايشي
80
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
به زبان ديگر با همان معنى و مفهومى است كه در اصل وجود دارد ، با صرفنظر از معنى لغوى آن ، در اصطلاح داراى معانى متعدّدى مىباشد : 1 . تبليغ و رساندن به كسى كه نشنيده است . شاعر گويد : إنّ الثمانين و بلّغتها * قد أحوجت سمعى الى ترجمان ( به هشتاد سال رسيدهام ، گوشهايم به رسانندهء صوت نياز دارد ) . 2 . تفسير و شرح سخن به همان زبان اصلى است ، به همين مناسبت به ابن عبّاس ، « ترجمان القرآن » لقب دادهاند و در طبرى آمده است « تراجمة القرآن » يعنى مفسّران و شارحان قرآن . « 1 » 3 . شرح حال و بازگويى بيوگرافى ، مانند تراجم احوال ، اشخاص و زندگينامهها و سرگذشتها . 4 . برگرداندن از زبانى به زبان ديگر كه مشهورترين معنى همين نوع است ، و در لغت اين معنى بيشتر به كار رفته است و مقصود ما نيز از ترجمه ، همين معنى مىباشد و در حديث هرقل آمده است : « قال لترجمانه » يعنى به مترجم خود گفت . « 2 » يا ترجمان القرآن تأليف علّامه مير سيّد شريف جرجانى ( 816 - 740 ) . * انواع ترجمه گذشته از معانى فوق ، ترجمه خود به دو نوع صورت مىپذيرد : 1 . ترجمهء كلمه به كلمه يا به اصطلاح « تحت اللّفظى » اين نوع ترجمه هرگز نمىتواند بازگوكنندهء معانى پرمحتواى قرآن بوده باشد . الفاظ قرآن پرجاذبهتر و پربارتر هستند از آنكه الفاظ معمولى ، تاب تحمّل معانى بلند آن را داشته باشند . 2 . ترجمه آزاد و رساندن مفهوم كلمه يا جمله با عبارات رسا و روان با كمال دقّت و احتياط از اين نوع ترجمه بايد در قرآن استفاده شود چون الفاظ و لغات ديگر را آن استعداد و شايستگى تحمّل معانى واقعى قرآن نيست و مىبايست با توضيح و كمكرسانى به فهم مقصود رسيد . 3 . سير فقهى آن : در مورد برگرداندن و ترجمه قرآن به زبانهاى ديگر دو نظريّهء فقهى بين دانشمندان وجود داشت و بيشترين اوج مباحثات و گفتگوها در مصر بالا گرفته بود . 1 . عدّهاى معتقد بودند كه ترجمهء قرآن ، صحيح نيست چون زبان اصلى قرآن ، عربى است و اين زبان شعار اسلام و مسلمانان است و قرآن كريم اسمى است شامل نظم و معنى هر دو ، و اگر قرآن ترجمه شود نظم آن برهم مىخورد و اين تعريف بر آن صادق نخواهد بود . ترجمهء معانى آن نيز جايز نخواهد بود ، حريم قرآن بايد از ترجمه محفوظ بماند . ترجمه ، زيانهايى به دين ، زيان و وهن دارد و بالاخره اين عدّه آن را نوعى فتنهانگيزى در دين قلمداد كردهاند . » « 3 » جمعى ديگر به جواز ترجمه و ضرورت آن رأى دادهاند و معتقد هستند ترجمه نه تنها ممنوع نيست ، بلكه با توجّه به دلايل زير ، ضرورت و لزوم هم دارد : اوّلا : دعوت اسلام مخصوص عرب نبود ، بلكه
--> ( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 57 - 67 ، چاپ بولاق . ( 2 ) همان مأخذ سابق . ( 3 ) در اين مورد مىتوان از فتواى وكلاى شرعى مصر در 12 حزيران 1936 و كتاب « حدث الأحداث في الإسلام ، إقدام على ترجمة القرآن » از شيخ محمّد سليمان نائب محكمه عليا از طبقه سلفيه مصر 1355 ، و ابن تيميّه در كتاب « اقتضاء الصراط المستقيم في لغة اصحاب الجهيم » به نقل از كتاب حدث الاحداث ص 30 و استاد شيخ احمد فهمى در كتاب آية التنظيم ندافع عن القرآن الكريم و رسالة النفحة القدسيّة فى احكام قراءة القرآن و كتابته از شرنبلالى چاپ مصر ص 16 ، سال 1355 ه . ق استفاده برد .