دكتر عقيقى بخشايشي
75
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
* ويژگى شعر جاهلى يكى از ابعاد وسيع ادبيّات عرب ، شعر است . شعر جاهلى بخش وسيعى از ادبيات جاهلى را تشكيل مىدهد و خود از نظم و ترتيب خاصّى برخوردار است ، ولى عارى از محتواى فكرى و انديشههاى بلند . در قصايد بلند جاهلى با نظم و ترتيب معيّنى روبرو مىشويم ، شاعر غالبا بر « ربع و اطلال و دمن » مىايستد و گريه و زارى را سرمىدهد . شايد نخستين كسى كه كوشيده است شعر عربى را بهصورت موضوعى تقسيم و تدوين و تبويب نمايد ، ابو تمام ( متوفى 232 ه . ق ) باشد كه الحماسة را در ده باب ترتيب داد : حماسه ، حرامى ، ادب ، نسيب ، تغزّل ، هجو ، ميزبانى ، مدح ، صفات ، سير و نعاس ، ملح ، مذمّت نسوان . . . كه البتّه اين موضوعات متداخل است ، چه تعريف ميزبانى هم در مدح مىآيد و هم در حماسه . فخر سير و نعاس جزء صفات است ، همچنانكه مذمّت نساء از باب هجو است و ملح دلالت واضح و روشنى ندارد . در باب ادب جاهلى شعرهايى در وصف شراب آمده است كه مناسب نمىباشد ، وانگهى موضوع عتاب و اعتذار به كلّى فراموش ، و از قلم افتاده است . قدامة در كتاب نقد الشعر ، براى شعر عربى موضوعات زير را برگزيده است : مدح ، هجو ، تغزّل ، مرثيه ، وصف ، تشبيه ؛ و با تفكّر منطقى كه داشته است ، آنها را به دو باب مدح و هجو برگردانده است ، زيرا تغزّل و مرثيه نوعى ستايش محسوب مىشود . ( توصيف و تشبيه نيز كه در صورت ذمّ ، هجو ، در صورت وصف و نيكى ، مدح است ) آنگاه عناوينى را كه مستلزم مدح است ، مشخّص مىكند كه در نظر او عبارت از موضوعات فضائل انسانى است . ابن رشيق در العمدة ، موضوعات شعر را نه تا قرار داده است كه عبارت مىباشد از : نسيب ، مدح ، فخريه ، مرثيه ، حاجتروا كردن ، عتاب ، تهديد ، اخطار ، هجو ، اعتذار كه خيلى ساده هم مىتوان حاجتروايى را جزء مدح و تهديد و اخطار را جزء هجو دانست و عتاب و اعتذار را ضميمه كرد ، بهعلاوه ابن رشيق موضوع وصف را از قلم انداخته است . « 1 » * مآخذ مهمّ شعر جاهلى آيا اساسا در ادبيّات عرب شعرى كه از دوران جاهليّت باشد ، وجود دارد يا نه ؟ برخى ، در پاسخ بعضى از نويسندگان معاصر مصر ، مانند طه حسين ، يا برخى از مستشرقان ، مانند هرگليوث ( به جهت انتحال و نسبت ناروايى كه برخى از متجدّدان اشعار خود را به قدما نسبت دادند ، بىآنكه آن را سروده باشند ) به تشكيك در شعر جاهلى پرداختهاند ، تا جايى كه به ردّ كلّ شعر جاهلى كشاندهاند ، ولى حقيقت اين است كه شعر جاهلى وجود دارد و آنچه راويان معتبر و حجّت مانند ابو عسر بن علاء و مفضّل ضبى و اصمعى و ابو زيد بر آن اعتماد كردهاند ، پذيرفتنى است ، معذلك همين را هم بايد در معرض آزمايش قرار داد و براساس نقد علمى ، نه حدس و گمان برخى را كنار گذاشت ، مثلا شعرى را كه به كسى نسبت دهند ، بىارتباط به اوضاع و احوال زمان او يا حاوى اسامى امكنهاى دور از سرزمينش يا به شاعر جاهلى باستانى با گرايش اسلامى منتسب نمايند و اماراتى ازاينگونه ، جعلى بودن شعر را لمس مىكنيم . حقيقت آنكه ، شعر جاهلى مجهول بسيار دارد ، امّا قدما از اين نكته غافل نبودند ، هم از جهت راويان ، هم از لحاظ واژگان و ريخت كلام در معرض انتقاد سخت قرار
--> ( 1 ) تاريخ الأدب العربى ج 1 ، ص 60 چاپ مكتبة الحياة بيروت و العصر الجاهلى ، تاليف ثيبوقى ضيف چاپ بيروت .