دكتر عقيقى بخشايشي
63
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
كرده و به كلّى منكر عمل سوزاندن كتاب گشته است ، ولى بر خلاف انتظار ، در كتاب تاريخ التّمدن الإسلامى ، آن را به مسلمانان نسبت داده است و مىگويد : « گاهى گفته مىشود كه شايد علت درج نشدن اين حادثه در تاريخ اسلام براى آن بوده است كه به مجاهدين صدر اسلام اسائه ادب نگردد و ذكر بدى از آنان در ميان نباشد ! در پاسخ بايد گفت : اگر بنابراين بود كه وقايع زننده را از تاريخ حذف كنند ، چرا سوزاندن پردهء ايوان كسرى ، و پارهپاره نمودن قالى زربفت و پرقيمت نگارستان و تقسيم جواهرات درفش كاويانى را حذف ننمودهاند ؟ و اين مطلب در اغلب كتابهاى تاريخ اسلام ، مانند : تاريخ طبرى ، مروج الذهب مسعودى ، نهاية الأرب في قبايل العرب و ديگر مصادر و منابع اسلامى آمده است . » « 1 » « 2 » پس روشن گرديد آيينى كه پيروان خود را به علم و دانش و فراگيرى كتابت و نگارش تشويق مىكند و در جنگها و غزوات سفارش مىكند كه احترام دانشمندان ، راهبان و كهنسالان و خردسالان را محفوظ دارند ، يقينا اجازه نمىدهد كه منابع علم و دانش و كتاب و كتابخانهها به آتش كشيده شوند و اگر احيانا سربازى در حين انجاموظيفه يا به عنوان « تترّس » و از بين بردن وسيله حفاظتى دشمن ، مرتكب چنين عملى با تصميم فردى و شخصى خود گردد ، فاقد اهميّت قابل ذكر مىباشد ، چون در جنگها اين قبيل مسائل ، فراوان رخ مىدهد يا احيانا ارتكاب اشتباهات نظامى ماوراى دستور فرمانده تحقّق مىيابد ، ولى اينچنين عمل يا خطا را نمىتوان به حساب مكتب و مرام يا جمعيّت كلّ ارتش اسلام نگاشت و مكتب را مقصّر معرّفى نمود . * مراحل تكاملى نگارش و تحرير قرآن با روشن شدن اين مبحث كه اسلام در مورد كتاب و نويسندگى روشنگر بوده است ، نه آتشافروز ، اكنون بهصورت اجمال به سير مراحل تحرير و نگارش قرآن مجيد مىپردازيم . از آن دوران نخستين صدر اسلام كه نسخهء واحدهء قرآن به نگارش درآمد و به تدريج شكل يافت و به بلاد اسلامى ارسال گرديد ، نگارش قرآن دائما از مراحل تكامل و زيبايى به مرحلهء زيباتر و كاملترى قدم مىگذاشت . خطّاطان و خوشنويسان هنرمند ، بزرگترين سهم را در اين مسئله داشتهاند . نخستين فردى كه در كتابت قرآن و زيبايى خطّ آن ، گام برداشت ، خالد بن ابى الهياج ( متوفى 100 ه . ق ) ، يار وفادار امير المؤمنين ( ع ) بود . او به زيبايى خط و داشتن ذوق و هنر شهرت داشت . گفته شده است كه سعد مولاى وليد و دربان او ، او را به كتابت و نويسندگى مصاحف و شعر و اخبار وليد بن عبد الملك ( 86 - 96 ه . ق ) برگزيد و همان شخص است كه قبلهء محراب نبوى ( ص ) مدينه را با آبطلا از سورهء الشمس تا آخر قرآن نوشت . گويند : هنگامى كه عمر بن عبد العزيز به سال 90 فرماندار مدينه از سوى وليد بن عبد الملك بود ، مسجد را تجديد بنا نمود و تكميل بناى آن ، در آن سال پايان يافت . عمر بن عبد العزيز پس از فراغت از اين كار ، از او درخواست نمود كه قرآنى را براى او ، استنساخ نمايد . او قرآن بسيار زيبا و جالبى را براى او نوشت . عمر آن را گرفت و به اينطرف و آن طرف ورق مىزد و مىپسنديد ، ولى نويسنده دستمزد بيشترى درخواست نمود ، پس او قرآن را به خودش برگرداند . شايد اين امر در آن ايّام حكومت او بود ( 99 - 101
--> ( 1 ) جرجى زيدان ، تاريخ التمدن الإسلامى ، ج 2 ، ص 45 ، چاپ مصر . ( 2 ) تاريخ طبرى ، ج 4 ؛ مروج الذهب ، مسعودى ، ص 330 .