دكتر عقيقى بخشايشي

62

طبقات مفسران شيعه ( فارسي )

تئودوسيوس ويران گرديده بود . به قول آقاى فريد وجدى ، اگر اين مطلب راست باشد و فرض كنيم هر روز در حمّام چند جلد كتاب مىسوزاندند ، بايد حد اقل ، تعداد اين كتابها 72 ميليون جلد بوده باشد كه اين‌همه حرارت توليد كند و كدام عاقلى است كه اين مطلب را در آن عصر بپذيرد ؟ * كتابخانه‌هاى ايران اما در مورد آتش‌سوزى در كتابخانه‌هاى ايران ، با بررسى اجمالى تاريخ ، اين مطلب كاملا روشن مىگردد كه كتابخانه‌هاى مقدونى مهم دوران هخامنشى در حمله اسكندريّه بر باد رفت ، و در دوره‌هاى ساسانى ، كتابخانه‌هاى چندان مهمّى وجود نداشت كه مورد آتش‌سوزى قرار گرفته باشد . ابن نديم در الفهرست به نقل از يهبطلان تأليف ابو سهل بن نوبخت مىنويسد : « پس از آنكه اسكندر بر فارس و كاخ داريوش دست‌يافت ، گنجينه‌هاى دانش را كه بر سنگها و الواح و پوست گاو حكّ شده بود و از علوم و دانشهاى گونه‌گون طبيعى ، پزشكى ، هيئت و نجوم در بر داشت . فرمان داد تا به زبانهاى قبطى و يونانى برگردانند و آنها را به مصر فرستاد تا در كتابخانه‌هاى اسكندريه نگاهدارى شوند و بسيارى از كتابها را نابود ساخت و از ميان آنها ، كتاب كشتج بود كه به آتش افكند و سوزاند . آنچه را از علم النفس مىخواست ، تصاحب كرد و به مصر فرستاد . » « 1 » پس از اسكندر ، در ايران ملوك ملوك‌الطوايفى و هرج‌ومرج رواج داشت و چندان توجّهى به علوم و فنون صورت نمىگرفت ، تا اينكه دوران ساسانيان شروع گرديد . در اين دوران ، هرچند علم و فرهنگ بيش از پيش توسعه داشت ، ولى ايرانيان از لحاظ فرهنگى و هنرى در حدّى نبودند و فرهنگ در عهد ساسانيان تازه و جوان بود و در عهد نوشيروان ، بيش از يك قرن از عمر آن نمىگذشت . « 2 » گرچه در عهد انوشيروان در فرهنگ ايران گامهاى مؤثّرى برداشته شد ، ولى براى فراهم شدن كتابهاى انبوه و تأسيس كتابخانه‌ها با آن امكانات محدود آن روز ، تلاش وسيع و فعّاليّت دامنه‌دارترى لازم مىباشد كه به آسانى فراهم شدن اين كتابخانه‌ها كه در افسانه‌ها آمده است ، ميسور و ممكن نيست . پس براساس اين قرائن و شواهد ، مىتوان گفت كه در ايران ساسانى كتاب و كتابخانه‌هاى بسيار قابل توجّهى وجود نداشت و هرچه هم بوده است ، بعدها توسط مترجمين زبردست به فرهنگ و تمدّن عظيم اسلامى ، انتقال يافته است . شبلى نعمانى دانشمند معروف مىنويسد : « وقتى كه اسلام قدم به ايران نهاد ، ذخاير علمى كه در آنجا موجود بود و متعلّق به عصر ساسانيان بوده است و ما مىتوانيم ادّعا كنيم هرآنچه كه در توان آنان بود ، آن ذخاير را به اهتمام زياد ، محفوظ داشتند . » « 3 » * نويسندهء دو چهره در پايان مقال ، توجّه به اين نكته جالب توجّه خواهد بود كه عدّه‌اى از نويسندگان مسلمان و برخى از نويسندگان مسيحى كه نان را به نرخ روز مىخورند ، در برخى از تأليفات خود ، موضوع سوزاندن كتابخانه را به كلّى انكار كرده‌اند ، ولى در برخى از آنها كه در محيطهاى غير اسلامى انتشار مىيافته است ، آن را با آب‌وتاب فراوان به سربازان اسلامى نسبت داده‌اند . فىالمثل ، جرجى زيدان در كتاب تاريخ مصر الحديث آن را با دلايل گوناگون ردّ

--> ( 1 ) الفهرست ، ابن النديم ، ص 331 - 332 ، چاپ مصر . ( 2 ) ايران در عهد ساسانيان ، پروفسور كريستن‌سن ، ص 184 . ( 3 ) مجموعه مقالات شبلى نعمانى ، ترجمه سيد محمد فخر داعى ، ص 146 .