دكتر عقيقى بخشايشي
53
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
محكم و متشابه ، آنها را به من مىآموختند ) . * كيفيّت نگارش قرآن آياتى كه بر رسول خدا ( ص ) نازل مىگشت ، به نويسندگان وحى دستور مىدادند كه آنها را بنويسند و نام سورهها و ترتيب آيات را خود آن حضرت تعيين مىفرمودند . قراين و دلايلى در دست است كه نام سورههاى قرآنى را ، خود آن حضرت ، مشخّص مىفرمود و در ترتيب آيات ، خود آن بزرگوار نظر مىداد ، نويسندگان وحى ، تنها مأمور نوشتن بودهاند ، و اسامى سورهها نزد اشخاص معروف بوده است . فىالمثل در صحيح بخارى آمده است كه معاذ بن جبل در نماز جماعت سورهء بقره را خواند . مأمومين به پيامبر خدا ( ص ) از طول قرائت او ، شكايت كردند . پيامبر به معاذ فرمود : « چرا چنين كردى ؟ چرا سورهء كوتاهى مانند : الأعلى ، الشّمس ، الضّحى يا سورهء « اللّيل » را نخواندى ؟ » « 1 » اگر در اين مطلب درست دقّت شود ، معلوم مىگردد كه در عهد رسول خدا ( ص ) اسامى و نامهاى سورههاى قرآن وجود داشته است ، اگر اين سورهها با همين نام و صورت مشخّص نبود ، پيامبر چگونه به صورت مشخّص به قرائت آنها دستور مىداد ؟ ازسوىديگر در منابع روايتى ، آمده است كه وسيلهء تفريق و جداسازى سورهها بهوسيلهء بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بوده است . در تاريخ يعقوبى آمده است : « قرآن جدا جدا نازل شد و بهصورت سوره سوره نازل نمىشد . هنگامى كه بسم اللّه الرّحمن الرّحيم نازل مىشد ، فاصله بين سورهها بهوسيلهء آن شناخته مىگرديد و معلوم مىشد كه سورهء قبلى ، پايان پذيرفته و سورهء جديدى آغاز شده است . » « 2 » يا اينكه ابن عبّاس مىگويد : « كان جبرئيل اذا انزل على النّبى بالوحى يقول له : ضع هذه الآية في سورة كذا فى موضع كذا ، فلمّا نزل عليه وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ قال : ضعفها في سورة البقرة . » « 3 » ابن عبّاس مىگويد : « وقتى كه جبرئيل بر پيامبر وحى را نازل مىنمود ، مىگفت اين آيه را در فلان سوره يا در فلان جا قرار ده ! هنگامى كه آيهء كريمهء وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ نازل شد ، گفت : اين آيه را در سورهء « بقره » قرار بده . » « 4 » از اين مطالب استنباط مىگردد كه سورهها و آيات در زمان رسول خدا ( ص ) كاملا مجزّا و مشخّص بوده است و مردم هم با آنها آشنايى داشتهاند و ترتيب سورهها و قرار گرفتن آيات ، به امر خود رسول خدا ( ص ) صورت مىپذيرفته است ، نه توسّط فرد ديگرى . * سرزمين دشمن و ازسوىديگر ، قرائن حديثى فراوانى هم داريم كه در ايّام حيات رسول خدا ( ص ) ، اوراق و نوشتارهايى به عنوان « قرآن » وجود داشته است كه از باب نمونه ، در فقه اسلام بابى مفتوح گرديده است كه آيا بيرون بردن قرآن به سرزمين كفر صحيح است يا نه ؟ در اين مورد از رسول خدا ( ص ) روايت شده است كه فرمود : « انّ النّبىّ نهى ان يسافر بالقرآن الى ارض العدوّ مخافة ان يناله العدوّ » « پيامبر اسلام از بردن قرآن به سرزمين دشمنان ، نهى و قدغن مىنمود ، زيرا بيم آن را داشت
--> ( 1 ) صحيح بخارى ، چاپ مطبعة الخيرية مصر ، چاپ اول ، 1304 ، جزء اول ، ص 95 . ( 2 ) تاريخ يعقوبى ، چاپ دار صادر بيروت ، ج 2 ، ص 34 . ( 3 ) همان منبع ، ص 43 . ( 4 ) بحار الانوار ، ج 92 ، ص 175 ؛ امالى طوسى ، ج 1 ، ص 392 .