دكتر عقيقى بخشايشي
49
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
حاضر نگاشتهاند ، در اين بنده انگيزه و شوق ايجاد نمود كه به صورت تفصيلى به تفاسير شيعه در گذشته و حال بپردازد و حلقهء اتّصال يا پل ارتباط بين گذشتهها و معاصرين را ايجاد نمايد . ايشان در آن تأليف منيف با يك كرشمه دو نشانه رفتهاند : 1 . نخست تعداد 355 تفسير ، اعمّ از تاريخ تفسير ، تحليل تفسيرى ، تفسير كامل قرآن ، يا بخشى از قرآن را به چهار زبان فارسى ، عربى ، انگليسى و اردو را معرّفى و ارائه دادهاند كه خود سهم بزرگى در جذب و گرايش به قرآن را ايفاء مىنمايد . 2 . نشان دادهاند كه راز تحوّل و عامل نهضتها و حركتها در عصر اخير ، معلول توجّه به قرآن و بازگشت اصولى به اين كتاب ارزشمند ( اين قلب تپندهء امّت اسلام ) بوده است . ما ضمن تقدير و ارجگذارى از تلاش صادقانهء ايشان ، خواستيم كه سلسله تفاسير را از قرن چهارده و 15 تا عصر نخستين اسلام برسانيم يا از قرن اوّل اسلام تا قرن پانزدهم . و اين حلقهء اتّصال طلايى را تا نخستين مبدأ و مطلع آن بكشانيم تا اوّلا قرآن مجيد را به نوعى بهصورت تاريخى و گذر زمان ، مطرح سازيم و ثانيا حقّى نيز از آن سربازان گمنام و از آن خدمتگزاران صديق و صادق ، نخستين اسلام و قرآن ، كه حقوق فراوانى برعهدهء ما دارند ، أداء نموده باشيم ، چون اين رشته از تاريخ ، سير تفصيلى و طولانى دارد و نمىتوان حق همگان را ادا نمود . به عنوان تقسيم كار ، بر آن شديم كه نخست مفسّران قرآن از اماميّه را برحسب قرون و ازمنه معرّفى نماييم و در فرصت بعدى ، ( در صورت همراهى توفيق ) ، به عموم مفسّران عاليقدر اسلامى بپردازيم و اين كتاب به دنبال تأليف « فقهاى نامدار شيعه » و بر روال آن اثر تاريخى مىباشد كه از سوى انتشارات شهاب ، وابسته به كتابخانه آية اللّه العظمى مرعشى نجفى چاپ و منتشر گرديده بود و تعداد 60 تن از فقهاى عاليقدر شيعه را در طول 12 قرن پس از غيبت كبرى معرّفى و گزارش مىنمود و سلسله جليلهء فقاهت را به سرچشمه امامت و ولايت اتّصال مىداد و حقيقتا جاى تأسّف بود كه با وجود سلسلههاى شعرا و نسّابان ، اطبّا ، فقها ، راويان و سلاطين در كتابهاى تراجم ما ، « طبقات مفسّران شيعه » وجود نداشته باشد ! ازاينرو ، نام آن طبقات مفسّران شيعه برگزيده شد و شايد نخستين بار باشد اين كلمه در بين كتابهاى ثروتبار غنى شيعه وارد مىگردد [ و للّه الحمد ] . * طبقات مفسّران شيعه طبقات ، واژهاى است موسوعى و موضوعى كه در تراجم ، تحت اين عنوان ، بابى گشوده شده است و نوعا به مواردى اطلاق مىگردد كه اقشار مختلف يك طبقه ، از هر عصر و قرنى در آن به بحث و گفتگو گذاشته شوند ، مانند : طبقات فقهاء ، شعراء ، نسّابان ، خطّاطان ، رواة ، قرّاء ، اطبّاء يا سلاطين و غيره ؛ اسامى طبقات نامبردهء فوق ، به ثبت رسيده است ، ولى با تأسّف عميق ، هنوز در كتابهاى فوق عنوانى تحت اين نام و عنوان ، ضبط و ثبت نشده است يا حدّ اقل اين است كه حقير با آن عنوان ، روبهرو نشده است . بهصورت شاهد ، وقتى به الذّريعة مراجعه مىشود « 1 » كه متضمّن معرّفى طبقات اهل فكر و علم و ادب شيعه است ، مشاهده مىگردد در اين بخش از طبقات ارض شروع ، و به طبقات نسّابان به پايان مىرسد و از كتابهاى « طبقات رواة ابن دؤل قمى ، طبقات الرجال برقى ، طبقات
--> ( 1 ) الذريعة ، ج 15 ، ص 145 تا 153 .