دكتر عقيقى بخشايشي
117
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
« جرجى زيدان » مدّعى است كه تا آخر قرن اوّل هجرى تفسير قرآن زبان به زبان نقل مىشد و نخستين كسى كه تفسير قرآن را بهصورت كتاب در آورد ، مجاهد بود ( متوفى در 104 ه . ق ) سپس امثال واقدى و طبرى در قرن دوّم و سوم تفسيرهايى نوشتند . ولى البتّه اين نظر صحيح نيست . ابن عبّاس و حتّى سعيد بن جبير پيش از مجاهد به نگارش تفسير قيام كردهاند . اين نظر جرجى زيدان با دلائل قطعى مردود شناخته شده است . ايرانيان همانطور كه به فنّ قرائت ، اهتمام ورزيدند به فنّ تفسير نيز اهتمام داشتند . اهتمام ايرانيان به تفسير ، فقه و حديث كه مستقيما با متن اسلام مربوط بوده است از هر مورد ديگر ، بيشتر بوده است . براى ما فعلا ممكن نيست همهء مفسّران ايرانى را از صدر اسلام تا عصر حاضر ، معرّفى كنيم . اگر بناى چنين كارى باشد « مثنوى هفتاد من كاغذ خواهد شد » . در هر قرنى دهها و گاهى صدها مفسّر وجود داشته است و صدها تفسير نگاشته شده است . تحقيق دربارهء همه آنها و جدا كردن ايرانيان از غير ايرانيان يكعمر وقت مىخواهد . ولى براى اينكه نمونهاى از خدمات ايرانيان در تفسير ، ارائه داده شود كافى است كه نظرى به تفاسير برجسته و مفسّران مشهور و معروف ميان مسلمين بيندازيم . خواهيم ديد اكثر اين مفسّران ايرانى بودهاند . ما اين افراد را از ميان كسانى انتخاب مىكنيم كه يا از مفسّران اوّليهاند ، اسمشان و رأى و نظرشان زياد در تفاسير ذكر مىشود و يا تفسيرى مشهور و قابل توجّه از آنها به يادگار مانده است . دستهء اوّل : يعنى مفسّران اوليّه كه آرائشان در كتب تفسير ، زياد نقل مىشود ، بعضى صحابى و بعضى تابعى و بعضى از شاگردان ، يا شاگردان شاگردان تابعين بودهاند ، از قبيل ابن عباس ، ابن مسعود ، ابىّ بن كعب ، سدّى ، مجاهد ، قتاده ، مقاتل ، كلبى ، سبيعى ، أعمش ، ثورى ، زهرى ، عطاء ، عكرمه ، فرّاء و غيره . بعضى از اينها شيعهاند و بعضى غير شيعه ، و همچنين بعضى ايرانىاند و بعضى غير ايرانى شرح احوال همهء اينها از عهدهء اين كتاب بيرون است . بديهى است كه در اين طبقه غلبه با غير ايرانيان است ، تنها چند نفر از اينها يعنى مقاتل و أعمش و فرّاء ايرانىاند ، و باقى غير ايرانى . مقاتل بن سليمان : از اهل خراسان و يا از اهل رى است ، در قرن دوّم مىزيسته و در سال 150 درگذشته است . مقاتل از اهل تسنّن به شمار مىرود . شافعى دربارهاش تعبيرى مبالغهآميز دارد مىگويد : « مردم در تفسير ، عيال مقاتل مىباشند » . سليمان بن مهران اعمش : به نقل ريحانة الادب « 1 » ، اصلا اهل دماوند است و در كوفه متولد شده و در همانجا سكنى گزيده است . سليمان شيعه است ، و علماى اهل تسنّن نيز او را ستودهاند . اعمش به لطيفهگويى معروف است . داستانهايى از لطائف او نقل مىشود ، اعمش در حدود سال 150 هجرى در گذشته است . فرّاء : يحيى بن زياد اقطع ، از معاريف لغويّين و نحويّين است نامش در كتب ادب عربى زياد برده مىشود . فرّاء شاگرد كسائى و مربّى فرزندان مأمون بوده است . صاحب رياض العلماء و همچنين صاحب تأسيس الشيعة به تشيّع وى تصريح كردهاند . فرّاء ايرانى است . پدرش زياد اقطع در وقعهء معروف « فخّ » همراه شهيد فخّ ، حسين بن علىّ بن حسن ( ع ) بود دستش را به مجازات بريدند و ازاينرو به « اقطع » معروف شد ، فرّاء در سال 207 يا 208 هجرى درگذشت . از اين طبقه كه بگذريم مىرسيم به طبقهاى كه در تفسير ، كتاب تأليف كردهاند . همچنانكه قبلا
--> ( 1 ) خدمات متقابل اسلام و ايران ، ص 400 - 410 .