عزيز دولت آبادى
601
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
تيرى كه ز شست تو مرا بر جگر آمد * من منتظر استاده كه تير دگر آيد . « 1 » ( تحفهء سامى ، ص 58 - روز روشن ، ص 73 - دانشمندان آذربايجان ، ص 303 ) قواس تبريزى شمس الدّين معروف به شمس قواس از شاعران متقدم تبريز است در ص 229 جنگ شماره 3047 كتابخانهء ملى تبريز كه بنابه قراين : نوع خط و كاغذ محتمل است كه پيرامون سدهء هشتم استنساخ شده باشد اين بيت به نام وى آمده كه ظاهرا در هجو و يا مذمّت كسى گفته است : هر دعوى خوبيى كه تو مىكردى * انصاف كه امروز به ريش آوردى در دانشمندان آذربايجان نيز اين رباعى از او نقل شده است : زيب چمن حسن قوام قد توست * در شهر قيامت از قيام قد توست دانى كه چرا سرو سهى آزاد است * زيراكه به راستى غلام قد توست ( جنگ شماره 3047 كتابخانهء ملى تبريز ، ص 229 - دانشمندان آذربايجان ، ص 207 ) قوسى تبريزى در سدهء دهم هجرى قمرى مىزيست . سام ميرزا مىنويسد از تخلص او كسبش معلوم مىگردد . مرد عامى است و گاهى شعر مىگويد از اوست : نباشد غنچههاى لاله هر سو نوبهاران را * دل پرخون ز خاك افتاده بيرون خاكساران را « 2 » مرحوم تربيت ترجمهء اين قوسى عامى را با قوسى عالم ( كه از شاگردان آقا حسين خوانسارى و معاصر نصرآبادى بود و با همديگر يك قرن فاصله داشتند ) يكى دانسته و به عنوان شخص واحدى معرفى كرده و اين اشتباه در فرهنگ سخنوران ، ص 477 هم راه يافته است . ( تحفهء سامى ، ص 254 - دانشمندان آذربايجان ، ص 310 الذريعة ، ج 9 ، ص 892 - تاريخ تذكرهها ج 1 ، ص 621 )
--> ( 1 ) - در روز روشن نام وى امير فخر الدّين محمد آمده و بيت مذكور به امير صدر الدّين نسبت داده شده است . ( 2 ) - در روضات الجنان ج 1 ، ص 163 ؛ ج 2 ، ص 169 ، 205 و الذريعة نيز از درويشى به نام اسماعيل قوسى فرزند عليجان كمانگر ياد شده است .