عزيز دولت آبادى

600

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

چراغ شاهان مملان كه پيش تيغ و كفش * يكيست شير و شگال و يكيست سيم و سفال خدايگانا كار جهان چنين آمد * گهى نشاط و سرور و گهى بلا و ملال غزل : دير پيوند بتى زود گسل * روى برتافته زين تافته دل با چنان موى كز او مشك به شرم * با چنان روى كز او ماه خجل نتوان راز نهان داشت ز خلق * نتوان ماه براندود به گل آن‌چنان ماه كه بگذشته بر او * سه يك از سى شب و ده‌يك ز چهل تا همى جان و دل از من ببرى * واى تو گر نكنم منت بحل * * * اى دل تو را بگفتم كز عاشقى حذر كن * بگذار نيكوان را وز مهرشان حذر كن چون روى خوب بينى ديده فراز هم نه * چون تير عشق بارد شرم و خرد سپر كن هر گام عاشقى را صد گونه درد و رنج است * گر ايمنيت بايد از عاشقى حذر كن رباعى : نوروز مهين جم همايون آورد * چون فرخ مهرگان فريدون آورد هركس به جهان رهى دگرگون آورد * مردى و وفا و جود « فضلون » آورد ( لباب الالباب ج 2 ، ص 214 - 221 - تذكرهء دولتشاه سمرقندى ، ص 67 - 69 - مجمع الفصحا ج 1 ، ص 466 - 476 - مجلهء ارمغان ، سال 12 - سخن و سخنوران ج 2 ، ص 130 - 160 - دانشمندان آذربايجان ، ص 307 - 309 - مقدمه بر ديوان قطران به اهتمام محمد نخجوانى - الذريعة ، ج 9 ، ص 885 - فهرست نسخه‌هاى خطى ج 3 ، ص 2485 - 2487 - فرهنگ سخنوران ، ) قمر الدّين اسكويى امير قمر الدّين محمود برادر امير صدر الدّين و امير نظام الدّين و ابو المحارم و فرزند امير ابو القاسم اسكويى است . در اصول رقص دخلى داشت . از اوست :