عزيز دولت آبادى
584
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
در « مكتب وقوع » قول مؤلفان خلاصة الاشعار ، هفت اقليم ، مجمع الخواص ، سلم السموات ، عرفات العاشقين ، سفينهء خوشگو دربارهء ترجمهء وى عينا نقل و 70 بيت از اشعار منتخب او ضبط شده است . تقى كاشى مىنويسد : « محمود بيگ فسونى از نيكان تبريز است و از جملهء فصحايى است كه در اين زودى علم شهرت برافراشته ، و در جمع اجلهء شعرا و ارباب انشا به نصاب تمام جاى يافته . . . در اين ايام كه شهور سنهء 998 هجريه است چندان اشعار پسنديدهء وى به نظر مطالعهء راقم اين حروف رسيد كه لازم و فرض شد در قاعدهء تذكرهنويسى كه اسم نامى و اشعار گرامى آن جناب را داخل اين خلاصه گرداند . . . على الجمله جوانى است كه به حسن سيرت و صفاى باطن آراسته و از رذايل و سوء خلق پيراسته ، شعر را نيكو مىفهمد ، و در وادى نظم غزل از متغزلان ديار خود وا نمىماند ، بلكه در فنون نظم و نثر بىمثال است و در لطف طبع و درستى فكر بىهمال و در طرز غزل و زبان وقوع سخنان دلنشين و ابيات عاشقانهء شيرين دارد و مع هذا حالت عملدارى و حكمت عملى اهلقلم را به بهترين وجهى تتبع مىنمايد و در آن فن نيز به كمال درك و دانش و وفور كاردانى و بينشگوى مسابقت از اقران و اكفا مىربايد . . . » . امين احمد رازى و مؤلف شمع انجمن اصل او را شيرازى دانستهاند . صاحب عرفات العاشقين مىنويسد : « مير محمود بيگ فسونى تبريزى افصح الفصحا ، ابلغ البلغاء ، كامل عاقل ، قابل و اصل ، جامع كمالات ذوفنونى مير محمود بيگ فسونى به جملهء هنرها آراسته ، و از همهء عيوب پيراسته ، نهايت فضيلت و كمال و غايت عزت و جلال دارد ، بحر دانشش چون محيط وجود بىانتها ، گوهر ضميرش چون خورشيد در وسط السما است ، در اضائت ذهن همچو آفتاب تابان ، و در سرعت فكر همچون برق ، عقل به زيردستى او سر نهاده همچو قلم ، و علم به سرورى او سرافراز همچو علم ، سنبل خطش از مشك عذار سلسلهمويان پيچانتر ، روضهء طبعش از باغ عارض خورشيدرويان گلستانتر ، سحر ديگران با اعجاز بيانش فسون و فسانهاى است ، و نشان بىنشان از خدنگ قوسين شهودش نشانهاى ، به جميع علوم و رسوم دانا و تواناست تتبع دواوين و آثار و تواريخ و اخبار كرده به مراتب فقه و حكمت علمى و