عزيز دولت آبادى
583
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
گفتم رسم به يار بگويم حكايتى * فرياد از آن زمان كه رسيدم زبان نبود اشعار فردى تبريزى و اردبيلى به سبب مشاركت تخلص يكى به نام ديگرى بر سبيل اختلاف ديده شده است . چنان كه بيت : قاصد بنام من غم خود گفته پيش او * من شادمان كه درد دلم را شنيده است در « مكتب وقوع » به نام فردى اردبيلى و در آتشكدهء آذر و شمع انجمن و رياض الجنة و . . . به نام فردى تبريزى ثبت شده است . ( تحفهء سامى ، ص 259 - آتشكدهء آذر ، ص 133 - رياض الجنة ، ص 899 - شمع انجمن ، ص 371 - روز روشن ، ص 519 - دانشمندان آذربايجان ، ص 296 ) فروغ تبريزى حاجى عبد اللّه حسينى از سخنوران سدهء دوازدهم هجرى قمرى تبريز است در هندوستان با ميرزا محمد على فروغ اصفهانى ( متوفى 1210 ) گفتگوى شاعرانه داشت و در اواخر عمر با لباس درويشى به شهر بنارس رفت و در تاريخ 1210 همانجا درگذشت . « 1 » نسخهيى از ديوان او در كتابخانهء دانشگاه تهران موجود است و چنين شروع مىشود : سحر بويى ز زلف يار باد آورد بر صحرا * عبيرآميز عنبرريز ، عنبربيز ، عنبرسا و چنين خاتمه مىيابد : تويى شاه وفادارش تويى دلجوى غمخوارش * به كس نبود سروكارش سگ اين آستانستى ( دانشمندان آذربايجان ، ص 296 - فهرست دانشگاه ، ج 12 ، ص 2955 ) فسونى تبريزى محمود بيگ فسونى فرزند عبد اللّه از سخنوران اواخر سدهء دهم و اوايل سدهء يازدهم هجرى قمرى است .
--> ( 1 ) - شباهت ترجمهء فروغ با عارف تبريزى مورد توجه است .