عزيز دولت آبادى

571

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

جان چيست بىتو مرغى در دام غم فتاده * دل چيست بىتو صيدى در خاك و خون طپيده در بحر ديده اشكم موجيست ايستاده * در دشت سينه آهم گرديست آرميده شوخى كه جا گرفته چون گل به دامن غير * از دست كوته ما دامن چرا كشيده « عنوان » بسى بلند است معراج فكر « صايب » * كى مىتوان رسيدن جايى كه او رسيده رباعى : در گلشن توحيد گل و خار يكى است * نيك و بد و آزاد و گرفتار يكى است در عالم اگر هزار دلبر باشد * مقصود يكى عشق يكى يار يكى است * * * ارباب هنر ز گردش چرخ دورنگ * چون غنچه نباشند دمى بىدل‌تنگ روشن‌گهران را غم دل بيشتر است * آيينه فراخور صفا گيرد زنگ ( لطائف الخيال ( عكسى ) - تذكرهء نصرآبادى ، ص 396 - 397 - صحف ابراهيم ( عكسى ) - شمع انجمن ، ص 297 - دانشمندان آذربايجان ، ص 107 - 108 - نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ، سال 11 ، شماره 4 ، ص 402 - 408 - نسخه‌هاى خطى ، دفتر 6 ، ص 76 - فهرست نسخه‌هاى خطى ، ج 3 ، ص 2453 - فرهنگ سخنوران ، ) عيسى تبريزى [ مشهور به قاضى عيسى ] مشهور به قاضى عيسى از شاعران سدهء دهم هجرى قمرى و از اقوام قاضى عيسى ساوجى صدر سلطان يعقوب بود . تاريخ درگذشتش در نفايس المآثر 971 قيد شده است . ( فرهنگ سخنوران ) عيسى تبريزى [ فرزند طالب خان حاكم تبريز ] عيسى بيگ فرزند طالب خان حاكم تبريز از سخنوران سدهء يازدهم هجرى قمرى بوده است . ( دانشمندان آذربايجان ، ص 282 )