عزيز دولت آبادى

572

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

[ حرف غين ] غزالى تبريزى از شعراى سدهء دهم هجرى قمرى است ابريشم‌فروش بود و چون هنگام خواندن اشعار به چين جبين و كشش ابر و شكل ميمونى پيدا مىكرد ظرفا او را « ميمون الشعراء » مىگفتند . صادقى افشار مىنويسد : رند و لاابالى بود و اوقات به نحاسى مىگذرانيد . نسخه‌يى از ديوان كوچك او در كتابخانهء ملى تبريز جزو كتب اهدايى مرحوم حاجى محمد نخجوانى به شمارهء 3001 هست . نوع خط آن نستعليق ، كاتب حاجى محمد افشار ، تاريخ استنساخ 1342 هجرى قمرى است اين نسخه جمعا 21 صفحه و هر صفحه 17 سطر حاوى غزليات و رباعيات و مفردات اوست . نمونه‌يى از اشعار اوست : به خود گويم كه پيش او كنم ظاهر غم دل را * ولى بىخود شوم چون بينم آن شيرين شمايل را * * * آن به كه ببندد اجلم راه نفس را * تا هم نفس يار نبينم همه‌كس را سوزم شود از آه فزون هر نفس ، آرى * چون باد وزد تيز كند آتش خس را * * * اشك من هردم چو طفلان مىكند ميل كنار * بر كنارم تا نمىآيد نمىگيرد قرار روز نخجيرش من بىدل به صحرا مىروم * چون غزالى تا خورم تيرى از آن چابك سوار * * * روزى كه حرف عشق تو بر دل رقم زدم * اول به خطّ صفحهء هستى قلم زدم كردم خراب خانهء هستى ز سيل اشك * همچون حباب خيمه به دشت عدم زدم * * *