عزيز دولت آبادى

28

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

طوغان مقاله‌اى منتشر كرد . درحالىكه مستند تحقيقات كسروى نسخ متاخر كتاب صفوة الصفا بود . زكى وليدى طوغان از دو نسخهء كهنهء مقدم بر سلطنت صفويه استفاده كرده است يعنى نسخهء ليدن مورخ 890 و نسخهء آياصوفيا مورخ 896 در نسخهء آياصوفيا صريحا جد شيخ صفى را « عواض ابن بيروز الكردى السنجانى » مىگويد و بعد بلافاصله مىنويسد : « چون نسبت پيروز با كرد رفت » . در نسخه‌هاى تازه‌تر كه در دست كسروى بوده است اين را عوض كرده نوشته‌اند « و چون پيروز را در ذكر نسب رفت » . براى جعلى بودن نسب‌نامه و اضافه شدن آن در زمانهاى بعد بكتاب صفوة الصفا ، زكى وليدى دليل ديگرى يافته است و آن اينكه در نسخهء آياصوفيا از داستان حج صدر الدّين در زمان سلطان برقوق در سنهء 770 كه منجر بگرفتن نسب‌نامهء سيادت از فيروز يا پيروز تا امام موسى كاظم ( ع ) است سخنى نيست معلوم است كه اين داستان را بعدا افزوده‌اند زيرا اولا تأليف صفوة الصفا در سال 759 هجرى اتفاق افتاده است . پس چگونه از حج سال 770 در آن ذكرى تواند بود و در ثانى سلطنت برقوق در مصر از 784 هجرى تا 801 بوده است نه در 770 . گفتيم ديوان دومين سندى است كه در آن بسيادت صفويه اشاره شده است . مؤلف عالم‌آراى امينى به « حسب منيع و نسب رفيع و جمال اصيل » حيدر اشاره مىكند ولى پيداست كه مقصود او انتساب او به شيخ صفى الدّين است نه سيادت او ، زيرا گويد : « غرض از اين بيان آنكه شيخ حيدر هرچند به مشايخ كرام شرف انتساب تمام كرده بود چون افعال و در اوضاع وظايف اتباع نسپرده مضمون اين مقال او را حسب حال آمد . لئن غمزت بآباء مضوا سلفا * لقد صدقت و لكن يئس ما ولدا » « 1 » آقاى گنجه‌اى كه در تركى چغتائى خصوصا و در ادبيات تركى عموما از بهترين متخصصين محسوب هستند و آثار و مقالات علمى او مورد استناد ترك‌شناسان شرق و غرب است جلد دومى براى اين ديوان تهيه ديده‌اند كه در آن نكات زبان‌شناسى و ادبى و تاريخى آن را توضيح داده‌اند و ما اميدواريم كه هرچه زودتر بجمال طبع آراسته شود و علاقه‌مندان را محظوظ و مستفيد گرداند . ( تحفهء سامى ، ص 8 - روضة السلاطين ، ص 67 - 70 - مجمع الفصحا ، ج 1 ، ص 22 - 23 - صبح گلشن ، ص 152 - 153 - دانشمندان آذربايجان ، ص 136 - 137 - ريحانة الادب ، ج 1 ، ص 392 - لغتنامهء دهخدا « اسماعيل » ص 2550 - 2560 )

--> ( 1 ) - ورق b 133