عزيز دولت آبادى

29

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

رابط اردبيلى مشهور به شاه كاظم از سخنوران سدهء يازدهم اردبيل بوده . طبعش خالى از لطف نيست . از اوست : آنم كه در سرم هوس تخت و تاج نيست * محتاجم و به هيچ‌كسم احتياج نيست * * * گفتى رفتى به آستان تو كه نه * مستم خواندى به نرگستان تو كه نه گفتى دل‌وجان به جاى ديگر دادى * اى جان و دلم قسم به جان تو كه نه در صحف ابراهيم نوشته شده است كه رابط به هند آمده درويشانه مىزيست تا فوت شد . ( تذكرهء نصرآبادى ، ص 382 - روز روشن ، ص 231 - دانشمندان آذربايجان ، ص 155 ) راغب اردبيلى مير يوسف نام داشته « سيدى عاشق‌پيشه بود . گويند در حين وفات معشوق در بالين يافته اين شعر از مطلع خاطرش تافته ، به عالم بقا شتافته است » : اى دل قرار گير نه وقت طپيدن است * اى ديده خون مباركه هنگام ديدن است مى در قدح كنيد حريفان و گل به جيب * رسم عزاى ما نه گريبان دريدن است ( آتشكدهء آذر ، ص 29 - نگارستان سخن ، ص 29 - دانشمندان آذربايجان ، ص 157 ) سالم اردبيلى از سخنوران پيرامون سدهء يازدهم هجريست . مرحوم تربيت اين بيت را در جُنگى مورخ 1125 به نام او ديده است : آيينه در كفت دل فولاد اگر نداشت * پيش رخت چگونه سپر كرد سينه را ( دانشمندان آذربايجان ، ص 173 )