عزيز دولت آبادى

26

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

ديوان كم است و بقيه اشعار هجائى شايع ميان بكتاشيها و علويان آناطولى است كه چنان كه گفتيم تخلص خطائى را باحترام شاه اسماعيل به كار مىبردند . هيچ‌كس براى تحقق دادن بآرزوى پرفسور مينورسكى سزاوارتر از آقاى تورخان گنجه‌اى نبود كه بانجام اين كار كمر همّت گماشت و ديوان فعلى را كه بر پايهء قديم‌ترين نسخهء شناخته شده يعنى نسخهء پاريس مورخ سال 948 هجرى است ، با مقايسه با نسخه‌هاى موزهء بريطانى و نسخه‌اى ديگر از كتابخانهء پاريس و نسخهء واتيكان و نسخهء خطى ملكى خود مينورسكى و با اضافهء نسخه بدلها در آخر كتاب چاپ كرد و كتاب را نيز به مينورسكى اهداء كرد . از زمان شاه‌طهماسب ببعد دربار صفويان از نظر دينى تحت نفوذ روحانيان بزرگى مانند محقق كركى و شيخ بهائى و مقدس اردبيلى و ميرداماد و علامهء مجلسى درمىآيد و آثار غلو و افراط دربارهء حضرت امير و ائمهء اثناعشر و حتى خود مؤسسان سلطنت صفوى بتدريج از ميان مىرود و به همين دليل در نسخ متأخر ديوان شاه اسماعيل اشعار مربوط به اين‌گونه عقايد نيز درج نمىشود و فقط در نسخهء پاريس يعنى نسخهء اساس طبع آقاى گنجه‌اى است كه از اين‌گونه اشعار ديده مىشود . در اين ديوان در عين آنكه اشعارى در مدح پيغمبر اسلام ( ص ) و فضل و برترى او بر على ( ع ) و ديگر امامان ديده مىشود به اشعارى برمىخوريم كه در آن على ( ع ) را خالق آسمان و زمين و ملائك و همدم خدا و اول و آخر و سر ولايت و پيداآورندهء ما از عدم بوجود مىداند ( صفحهء 17 - 16 ) و نيز خود را سر حق و خضر زنده و عيسى مريم مىخواند ( صفحهء 18 ) . از مطالعهء اين ديوان معلوم مىشود كه اتهامات مخالفان خاندان صفوى چندان بىاساس نبوده است . مثلا عبيد خان اوزبك در نامهء خود بشاه طهماسب ، صفويه را متهم مىسازد كه مردم را بسجدهء خود واداشته‌اند و به‌همين‌جهت آنان را كافر شمرده است ( احسن التواريخ روملو ص 231 ) . ادعاى عبيد خان تهمت محض نيست ، زيرا شاه اسماعيل صريحا بجنگجويان تركمان دستور مىدهد كه به او سجده كنند : اللّه اللّه دينك غازيلر دين شاه منم * قارشو كلونك سجده قيلونك غازيلر دين شاه منم