عزيز دولت آبادى

21

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

شدند و دستهء ديگر به هواخواهى برادر وى اسماعيل ميرزا كه در قلعهء قهقهه زندانى بود برخاستند . در اين گيرودار اين خانم زمام را در دست گرفت و تا آزادى اسماعيل ميرزا و رسيدن وى به قزوين ( 984 ) حكمرانى كرد و بعد از فوت برادر در ايام فترت نيز تا ورود سلطان محمد خدابنده ( پدر شاه‌عباس ) در اعمال دولت دخيل بوده است پس از آنكه سلطان محمد به قزوين آمد و جلوس كرد او را كشتند ( 985 ) ( سرگذشت قهرمانيهاى شاه‌عباس دوم را حمزه سردادور تحت عنوان زندانى قلعهء قهقهه به رشتهء تحرير درآورده و به سال 1348 به طبع رسانيده و جلد دوم اين داستان را قصهء پرغصهء عشق پريخان خانم نهاده است ) . اين خانم داراى ذوق ادبى و طبع روان بوده عبدى بيگ شيرازى متخلص به نويدى ( متوفى 988 ه . ق ) تاريخ تكملة الاخبار را به نام او تأليف كرده است . نسخه‌يى از اين كتاب در كتابخانهء حاج حسين آقا ملك به شمارهء 3890 موجود است . اين بانوى سخنور در شعر « حقيقى » تخلص مىكرد ؛ از او است : ساقيا تكيه بر اين دار فنا نتوان كرد * باده پيش آر كه تغيير قضا نتوان كرد خانه بر رهگذر سيل فنا نتوان ساخت * فكر جاويد در اين كهنه‌سرا نتوان كرد طاق ابروى تو محراب دلم تا نشود * اى پريچهره به اخلاص دعا نتوان كرد اى « حقيقى » چو تو را عمر به پايان برسد * با همه حكمت لقمانش دوا نتوان كرد ( خيرات حسان ، ج 1 ، ص 76 - دانشمندان آذربايجان ، ص 75 - 76 - زنان سخنور ، ج 1 ، ص 170 ) حلمى اردبيلى زاد و بومش اردبيل بوده و بعد از سير و سفر در اصفهان متوطن شده ، گفتارش معقول بوده ؛ از اوست : پيغمبر ما گوهر اين هفت صدف * ختم همه انبياست از روى شرف او خاتم انبيا و باشد در كار * اين خاتم را نگينى از درّ نجف ( آتشكدهء آذر ، ص 180 - صبح گلشن ، ص 142 - قاموس الاعلام ، ج 3 ، ص 1976 - دانشمندان آذربايجان ، ص 123 )