عزيز دولت آبادى

22

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

حمد اللّه اردبيلى مولانا حمد اللّه و يا به نوشتهء شمس سامى ، حميد اللّه از سخنوران سدهء يازدهم هجرى اردبيل است به غايت متبحر و فاضل بوده ، اوحدى بليانى در حدود سال 1000 در شيراز به صحبتش رسيده و اين رباعى را در عرفات العاشقين از او نقل كرده است : آن روز كه روى دل به‌سويم كردى * ديدار حريص وصل جويم كردى اكنون ز دو چشم خويش مىپالايم * خونها كه ز هجر در گلويم كردى ( صبح گلشن ، ص 143 - 144 - قاموس الاعلام ، ج 3 ، ص 1989 - دانشمندان آذربايجان ، ص 123 ) خان ميرزاى صفوى نهال گلشن معصوم بيگ بوده كه با نسبت خويشى عمرها رايت وكالت شاه‌طهماسب صفوى برافراشته ، در اكثر علوم متداول به ويژه در فقه بهرهء كافى داشته است تاريخ فوت خان ميرزا در تاريخ اردبيل به نقل از نسخهء خطى احياء الداثر فى القرن العاشر 979 قيد شده است . وى گاهى شعر مىگفته ؛ از اوست : شد سينه‌ام پرخار غم شبها خيال آن پرى * مستانه مىآيد درون ترسم كه بيدارش كند به نوشتهء صادقى تحصيل هيئت و معما را به انتها رسانيده بوده ، بيت زير را در ثبات استمرار فراق محبوب خود بسيار مناسب گفته است : من كه بى خود مىشدم گر مىشنيدم نام هجر * آمد آن روزى كه عمرى بىتو بايد زيستن ( هفت اقليم ، ج 3 ، ص 257 - مجمع الخواص ، ص 63 - 64 - دانشمندان آذربايجان ، ص 132 ) خطايى صفوى شاه اسماعيل اول پسر سلطان حيدر و سردودمان سلسلهء صفويه است وى روز 25 رجب سال 892 در اردبيل تولد يافت و دوم رمضان 907 در تبريز به تخت سلطنت نشست و