عزيز دولت آبادى
9
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
بديعى صفوى بديع الزمان ميرزا پسر بهرام ميرزا پسر شاه اسماعيل اول است . صاحب هوش و ذكا و جود و سخا بوده و سالها حكومت سيستان را داشته و در سنهء 984 به امر شاه اسماعيل ثانى به قتل رسيده است . بديعى طبع ظريفى داشته ابيات ذيل را در باب رفتار خشمآلود محبوبش سروده است : طرف كله به ناز شكستن نگه كنيد * آن آهوانه ديدن و جستن نگه كنيد آن طرز تازيانه كشيدن به باد پا * وز كف عنان خلق گسستن نگه كنيد مست آمدن به رغم بديعى به بزم غير * بردن به تيغ دست و نشستن نگه كنيد ( مجمع الخواص ، ص 27 - الذريعة ، ج 9 ، ص 132 ) برهان اردبيلى از سخنوران آذربايجان است بنوشتهء مرحوم تربيت دو بيت زير در جنگ خطى مورخ 1125 به نام او آمده است : به ياد روى تو آهم چو باد گلبيز است * به بوى زلف تو دود دلم سحرخيز است پىِ شكست دل ماست چشم غمازت * مگر شكست دل ما شكست پرهيز است . ( دانشمندان آذربايجان ، ص 68 ) بزمى اردبيلى از شاعران قرن دهم هجرى است به سياحت و تجارت اوقات مىگذرانيده مدتها در هند اقامت گزيده به حسن كردار و لطافت گفتار و سرعت انتقال و جودت ذهن از شعراى زمان و ظرفاى دوران ممتاز بوده حكايات عجيب و روايات غريب بر لوح بيان مىنگاشته است . تقى كاشى در خلاصة الاشعار و زبدة الافكار ( تأليف 975 - 1016 ) مىنويسد : « در اوايل