عزيز دولت آبادى

مقدمه 46

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

بلاذرى مىگويد « برزند » قريه‌اى بوده است و افشين به هنگام جنگ با بابك خرمدين آنجا را « معسكر » يا لشكرگاه خود ساخت و مستحكم كرد و مبدأ حملات خود به بابك و قلعهء او ( بذّ ) كرد . ابن خرداذبه مىگويد از اردبيل تا برزند 14 فرسخ و از آنجا تا بذّ شهر « بابك » 7 فرسخ بوده است . همو مىافزايد كه برزند خراب بود . افشين آن را شهر ساخت و در آن فرود آمد ( ص 121 ) . شهر برزند در قرن 4 ق / 10 م از شهرهاى كوچك آذربايجان بوده است ( ابن حوقل 336 ) و مؤلف حدود العالم آن را شهرى خرم و آبادان با « آب و كشت بسيار » توصيف كرده است ( ص 159 ) مقدسى برزند را « بازار ارمن » ناميده است ( ص 378 ) ابن خرداذبه « جنزه » را « مدينة آبرويز » ( شهر پرويز ) ناميده و فاصله آن را تا مراغه 6 فرسخ نوشته است . حدود العالم جابروان را به صورت « جابروقان » و در رديف شهركهاى خرد آورده است ( ص 158 ) اصطخرى گويد : جابروان و « اشنهء اذريّه » و تبريز و دوروبر آن معروف به ردينى است : يعنى در تصرف ردينى بوده است ابن حوقل نيز مىگويد : داخرقان و تبريز تا اشنهء آذريه و دوروبر آن به بنى ردينى شناخته مىشود كه از متصرفات و املاك ايشان بوده است و در سايهء قدرت سلطان از گزند اعتراضات دور بود تا آنكه زمانه تباه گرديد و سلطان هلاك شد و همسايگان تعدى كردند و به دست زورگويان افتاد . آل ردينى از عرب بودند كه روزگار ، ايشان را بر باد داد و آثارشان را از ميان برد و از اخبار ايشان كمى بر جاى گذاشت . بلاذرى مىگويد : اروميه شهرى است كهن كه به پندار زردشتيان ، زردشت از آنجا بوده است . نويسندگان دورهء اسلامى به پيروى از روايات زردشتى اروميه را زادگاه زردشت دانسته‌اند ، اما عقيدهء ايرانشناسان و زبان‌شناسان اين ادعا را تاييد نمىكند ، زيرا زبان اوستا كه كتاب دينى زردشت است زبان مردم مشرق و يا شمال شرق ( خوارزم به معنى وسيع‌تر ) ايران است ، درحالىكه از زبان قديم آذربايجان قبل از اسلام كه زبان « ماد » ها است اثرى جز چند كلمه بر جاى نمانده است . بلاذرى مىگويد ، صدقة بن على بن صدقة بن دينار از موالى ازد با مردم اروميه جنگيد تا بدان راه يافت و آن را بگرفت و خود و برادرانش در آن كاخهايى ساختند . صدقه به گفتهء طبرى ( حوادث سال 209 ق / 824 م ) به « زريق » معروف بوده است و ازاين‌رو بعضى او را زريق بن على يا زريق بن صدقه نوشته‌اند . مامون او را در 209 ق والى