عزيز دولت آبادى

مقدمه 40

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

مملكت حكومت مىكردند جهت شمالى شامل آذربايجان و ارمنستان و دماوند و طبرستان ( با « حيز » آن ، يعنى ظاهرا گيلان و ديلمان ) بود . هنگامى كه خسرو انوشيروان بر تخت نشست فاذوسفان سمت شمالى كه آذربايجان جزو آن بود « داذى » پسر نخيرجان ( نخويرگان ) نام داشت . انوشيروان بر هريك از اين ناحيهء اصبهبذى نيز تعيين كرد كه فرماندهى سپاه آن ناحيه را داشت . اطلاق آذرباذگان اصبهبذ بر سپهبد اين ناحيه پهناور دليل اهميت آذربايجان آن روز بوده است به گفته آپولونيوس آذربايجان در زمان اشكانيان مىتوانست 000 / 10 سوار و 000 / 40 پياده بسيج كند و سواران آذربايجان معروف بوده‌اند . آذربايجان و دين اسلام : بلاذرى از قول حسين بن عمرو اردبيلى ، از واقد اردبيلى ، از مشايخى كه آنها را ديده نقل مىكند كه مغيرة بن شعبه صحابى معروف از سوى عمر بن خطاب والى كوفه شد و با او نامه‌اى براى حذيفة بن اليمان صحابى ديگر بود كه او را مامور آذربايجان يعنى فتح آن مىكرد حذيفة در نهاوند يا نزديكى آن بود كه اين نامه به او رسيد پس به راه افتاد تا به اردبيل كه شهر اصلى و مهم آذربايجان بود و مرزبانش در آنجا مىنشست و گرفتن ماليات آذربايجان هم برعهدهء او بود رسيد ( ص 333 ) اين مرزبان غير از فاذوسفان و اصبهبذى است كه ذكرش گذشت ، زيرا چنان كه گفته شد آن دو بر ناحيه‌اى بسيار پهناورتر حكومت داشتند و اين مرزبان بايستى حاكم خاص آذربايجان باشد . نام 2 سردار ايرانى كه در فتح آذربايجان با مسلمانان جنگيدند ، ذكر شده است ، يكى اسفندياذ پسر فرخ‌زاد و ديگرى بهرام پسر فرخ‌زاد كه اين دو برادران رستم فرخ‌زاد ، سردار معروف جنگ قادسيه بوده‌اند . به گفتهء طبرى بكير بن عبد الله با اسفندياذ جنگيد و او را اسير كرد و بهرام بن فرخ‌زاد با عتبة بن فرقد جنگيد و مغلوب او شد . بلاذرى در روايت خود از مشايخ اردبيل نام سردار ايرانى را ذكر نمىكند و مىگويد « مرزبان جنگجويانى از مردم باجروان و ميمذ و نريز و سراة ( سراب ) و شيز و ميانج و جاهاى ديگر گرد آورد و چند روز با مسلمانان جنگ سختى كرد . پس از آن مرزبان از سوى همه مردم آذربايجان با حذيفه صلح كرد كه 000 / 800 درهم بپردازد ( به وزن 8 يعنى ظاهرا 8 درهم مساوى يك دينار ) و در برابر آن مسلمانان كسى از مردم آذربايجان را نكشند و اسير نكنند و آتشكده‌اى را ويران نسازند و به اكراد بلاسجان ( بلاشگان ) و سبلان و ميان رودان تعرض نكنند و مخصوصا مردم شيز را