عزيز دولت آبادى
مقدمه 38
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
تاريخ و جغرافياى تاريخى آذربايجان آذربايجان از نام « آتروپات » ( در يونانى : ( Atropates ) مشتق است . آتروپات نام سردارى ايرانى بود كه در جنگ ميان داريوش سوم آخرين پادشاه هخامنشى و اسكندر مقدونى در « گاوگاملا » ( گوگامل ) در سپاه ايران فرمانده مادها بوده است . آتروپات پس از شكست ايران به اسكندر پيوست و در زمستان 328 - 327 ق . م از سوى اسكندر به جاى « اكسيدات » به حكومت ماد منصوب گردد . آتروپات در 324 ق . م دختر خود را به « پرديكاس » سردار اسكندر داد . پس از مرگ اسكندر و تقسيم ممالك و متصرفات او ميان سردارانش ، قسمت شمال غربى ماد به او واگذار گرديد و او در آنجا به استقلال به حكومت پرداخت . اين ناحيه كه پس از مرگ اسكندر به « ماد كوچك » ( در برابر « ماد بزرگ » ) معروف شده بود پس از ص استقلال و استقرار آتروپات در آنجا به نام او ناميده شد كه در خط پهلوى « آتورپاتكان » ضبط شده است . در قرن 3 هجرى قمرى 9 ميلادى هنوز به پيروى از اواخر ساسانيان « آذرباذگان » گفته مىشد ، فردوسى در شاهنامه به جهت رعايت وزن شعر « آذرآبادگان » گفته است كه بيانگر تلفظ واقعى مردم نبوده است « آذربايگان » كه تلفظ مردم آن عصر بوده ، در زبان عربى به اذربيجان و آذربيجان بدل شده كه در فارسى امروزى « آذربايجان » شده است . آذربايجان پيش از اسلام : به گفتهء جغرافىنويسان يونانى « آتروپاتنه » از شمال به سرزمين خزرها محدود مىشد و از مغرب ( در حقيقت شمال غرب ) رود ارس حد فاصل ميان آن و ارمنستان بود و از جنوب غربى تا درياچهء مانتيانى يعنى درياچهء اروميه گسترده بود . مهمترين قسمت آتروپاتنه همين حوزهء درياچهء اروميه بود . اخلاف « آتروپات » در زمان سلوكيان و اشكانيان در اين ناحيه كه ازاينپس به نام او معروف گرديد حكومت مىكردند . در زمان سلوكيان كه زمان رواج فرهنگ يونانى در ايران بود « آتروپاتنه » تحت حكومت روحانى هواخواهان كيش مغان بود و در آنجا مغان و معابد دينى املاك وسيعى داشتند و ازاينرو آتروپاتنه در برابر فرهنگ يونان مقاومت مىكرد . از اين روست كه در روايات زردشتى و در دورهء اسلامى آذربايجان را مهد زردشت و دين زردشتى گفتهاند و اروميه را زادگاه زردشت خواندهاند اما بررسيهاى زبانشناسى در اوستا ، اين معنى را تاييد نمىكند .