الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )
65
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )
ديگر شيخ احمد احسائى است كه رسالهاى در « صنعت » دارد ، به نام رسالة فى الصنعة و نيز كتاب شرح ابيات شيخ على بن مجد اللّه بن فارسى در صنعت كيميا ازوست . كسانى ديگر مثل شيخ موسى بن محمد على بن مراد خراسانى متوفى به سال 1333 هجرى ، رسالهاى به نام رسالهء برغوثيه ، در كيمياى سرخ دارد كه ظاهر آن شكايت از دوران و باطن آن در بيان احوال جيوه و بيان كيفيت تركيب جيوه است ، و رسالهء ديگرى به نام رسالة البتول العذراء در كيميا ، كه هر دو رساله به صورت رمز و اشاره نوشته شده است . « 1 » آثار علماى شيعه در فلكشناسى قصد ما ورود كامل در تاريخ علم فلك در اسلام نيست ، و نمىخواهيم ابتداى زمانى را كه ترجمهء كتب فلكى يونانى و غير آن به عربى انجام شده معين كنيم يا علل و عواملى را كه سبب شد مسلمانان اقدام به مطالعه در علوم فلك كنند شرح دهيم ، زيرا اين مراحل ما را از مقصود و موضوع دور مىكند . ولى مسلم است كه بنى عباس نخستين كسانى بودند كه به علوم فلكى عنايتى مخصوص از خود نشان دادند ، خاصه منصور دوانيقى كه مترجمان را به خود نزديك ساخت و به احكام نجوم عمل كرد و علاقهاش به اين علم به قدرى شديد بود كه بعضى از دانشمندانى را كه در اين علم كار مىكردند و در علوم فلكى تخصص داشتند ، مثل نوبخت ايرانى ، مؤسس خانوادهء نوبختى شيعه ، به مصاحبت خود پذيرفته بود . اين امر يكى از عوامل اصلى بود كه علما را به طرف تعليم و تعلم فلكشناسى و به ظواهر آن و آنچه متعلق به حركات ستارگان و زمين و خورشيد و غيره است ، تشويق كرد . همين امور بود كه اهتمام علما را نسبت به فلكشناسى و تعمق در آن برانگيخت و بالاخره از عقايد يونانيان ، كلدانيان ، هنديان ، و سريانيان و فارسيان اطلاع يافتند ، و كتابهاى آن ملل را به عربى ترجمه كردند و اضافات مهمى بر آن افزودند و اگر اين اضافات نمىبود چه بسا علم هيئت ، امروزه به اين پايه نمىرسيد ، علماى شيعه در اين ميدان بيش از ساير طوايف اسلامى شركت داشتند و آثار آنها برجستهتر و بارزتر بود ، زيرا در رصد و زيج و تقويم و ستارهشناسى و پيشگويى و امور ديگر ، كه از فروع علم فلك است كار كردند . همچنانكه در تهيهء آلات رصدى به انواع مختلف آن از قبيل اسطرلاب كه خود آن انواعى از قبيل مسطح ، مبطخ ، « 2 » تام ، هلالى و اشكال ديگر دارد و نيز در ديگر آلات مثل
--> ( 1 ) - الذريعة ، ج 3 ، ص 86 ( 2 ) - خربوزهاى .