الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )

111

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )

ابو ريحان بيرونى « 1 » ابو ريحان محمد بن احمد بيرونى خوارزمى 362 - 440 ه ق محمد بن احمد بيرونى خوارزمى متولد 3 ذيحجهء سال 362 ه / 973 م و متوفى در 2 رجب سال 440 ه / 1048 م است ، و وفات او ، به نقل ياقوت حموى ، در غزنه اتفاق افتاد گرچه دربارهء تاريخ وفات او مطالبى ديگر هم گفته شده است . سيد امين او را چنين مىستايد : « مردى حكيم و رياضيدان ، عالم به نجوم ، طبيب ، فيلسوف ماهر ، جغرافىدان ، مورخ ، اديب ، شاعر و لغوى بود » . « 2 » ابن ابى اصيبعه مىگويد : « . . . به علوم حكمت اشتغال داشت و در علم هيئت و نجوم فاضل و در صنعت طب داراى نظرهاى خوبى بود » . صلاح صفدى او را چنين توصيف كرده است : « . . . يگانهء دوران خود در فنون حكمت و رياضيات بود و در صنعت طب و نجوم تبحر و تخصص داشت » . اما قمى او را اين‌طور ستوده است : « حكيمى بود رياضيدان و طبيب و منجمى معروف ، بلكه گفته شده است : او مشهورترين علماى نجوم و رياضيات در اسلام است ، چهل سال در هند گردش كرد و بر علوم هند آگاهى يافت و مدتى در خوارزم ماند و اشتغال او ، بيشتر به نجوم و رياضيات و تاريخ بود » . « 3 » علماى متأخر ، به ويژه مستشرقين ، تحت تأثير ابو ريحان بيرونى قرار گرفته‌اند به طورى كه عظمت بيرونى چشم و گوش آنان را فراگرفته است . مستشرق معروف ساخائو كتابهاى بيرونى را مطالعه كرده و به اين نتيجه رسيده است كه « بيرونى بزرگترين دانشمندى است كه تاريخ نشان داده است » . « 4 » اسميت در جزء اول كتاب تاريخ رياضيات خود اعتراف مىكند كه بيرونى درخشانترين چهرهء علمى زمان خود در رياضيات بود و غربيان ، در آگاهيهاى خود راجع به هند و دانش آن سرزمين ، خود را مديون او مىدانند . « 5 » دكتر سارتون به نبوغ و وسعت اطلاعات بيرونى اعتراف مىكند و مىگويد : بيرونى مردى محقق ، فيلسوف و رياضيدان و جغرافىشناس و مردى با فرهنگ و اطلاعاتى وسيع ، بلكه از بزرگترين دانشمندان جهان بود » . « 6 » شاخت مستشرق مىگويد : « . . . حق اين است كه بگوييم شجاعت فكرى بيرونى و عشق او به اطلاعات علمى و دورى او از وهم و خيال و علاقهء شديد او

--> ( 1 ) - بيرونى منسوب به بيرون روستايى در خوارزم است و بعضى گفته‌اند كه منسوب به واژهء فارسى بيرون و معناى آن در اينجا بيرون شهر و كنايه از مرد غريب است . ( 2 ) - اعيان الشيعة ، ج 43 ، ص 243 ( 3 ) - سفينة البحار ، ج 1 ، ص 538 ، و الكنى و الالقاب ، ج 1 ، ص 74 ( 4 ) - تراث العرب العلمى ، ص 275 ( 5 و 6 ) - همان كتاب ، ص 276 و 277