سيد على اكبر برقعى قمى
409
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
مفسّران و اديبان و فقيهان كه از اندلس براى كسب دانش كوچيد و به حجاز و عراق سفر كرد و مالك ابن انس و سفيان بن عيينه و اصمعى و ابو زيد انصارى و ساير اساتيد فقه و حديث و ادب را بديد و ميان قبايل عرب رفت و از دهان عرب موارد استعمال لغات را آموخت و به اندلس بازگشت و به كار تدريس پرداخت و او را در طبقهء اوّل از نحويان اندلس دانند . او نخستين كسى است در اندلس كه ميان فقه و ادب جمع كرد هم فقيه بود و هم اديب و كتابى در تفسير نوشت . و ابو عبد اللّه محمّد بن احمد بن علىّ بن جابر اندلسى هوارى معروف به ابن جابر در شمار نحويان و اديبان نابينا . قرآن و نحو را از محمّد بن يعيش و فقه را از محمّد بن سعيد و حديث را از ابو عبد اللّه زواوى فراگرفت و سپس به مصر كوچيد و به صحبت احمد بن يوسف رعينى گراييد و اين دو همصحبت را اعمى و بصير ( كور و بينا ) گفتند . ابن جابر مىگفت و به رشته مىكشيد و رعينى مىنوشت و از مصر به شام رفتند و در شام از مزى و جزرى و ابن كاميار حديث شنيدند و ازآنجا به طرف حلب كوچيدند و در حلب بماندند و از تصانيف ابن جابر شرح الفيّهء ابن مالك است و نظم كتاب الفصيح و نظم كفاية المتحفّظ و غير اينها و در سال 780 درگذشت و رفيقش در سال 779 يك سال قبل از مرگ او از دنيا رفت . هوذه : بر وزن روزه نام پرندهاى است و ابو هوذه كنيت احمد بن نصر بن سعيد باهلى است در شمار محدّثان اماميّه و از مشايخ تلّعكبرى و كنيت ديگر او ابن ابى هراسه است . هورينى : منسوب است به هورين بر وزن چوبين و ابو الوفا شيخ نصر هورينى شافعى مصرى در شمار اديبان و لغويان به آن منسوب است . و ندانستم هورين نام شخص است و يا قبيله و يا موضع . هورينى چندين كار مفيد كرد و چندين كتاب از جمله : كتاب قاموس اللغة را تصحيح نمود و ديباچهاى براى آن نوشت و در آن لغت را تعريف كرد و مبادى علم لغت را شناساند و كتاب روض الرياحين فى مناقب الصالحين يافعى را ملخّص نمود و در سال 1291 درگذشت . هيتمى : بر وزن حيدرى منسوب است به محلّت ابو الهيتم در استان غربى مصر و ازآنجاست شهاب الدّين احمد بن محمّد بن علىّ بن حجر مصرى هيتمى معروف به ابن حجر و در حجر ، خيلى مختصر ترجمت او را نوشتم و در اينجا كمى مفصّلتر به آن مىپردازم . ابن حجر از اعاظم فقيهان شافعى است و در الازهر قاهره تحصيل كرد و در بيستسالگى به كسب اجازه در فتوا و تدريس نايل گرديد و ازآنپس به مكّه رفت و يك سال در آنجا ماند و باز به مصر برگشت و بار دوّم و سوّم به مكّه رفت و در سوّمين بار براى هميشه در مكّه اقامت گزيد و به تدريس و تصنيف پرداخت . و از اوست : كتاب الصواعق المحرقة فى الرد على اهل البدع و الزندقة ، ردّ بر شيعه و قاضى نور اللّه شوشترى بر آن كتاب ردّ نوشت به نام الصوارم المهرقة فى الرد على الصواعق المحرقه و كتاب الفتاوى الكبرى و كتاب الفتاوى الحديثة و كتاب نصيحة الملوك و كتاب الخيرات الحسان فى مناقب ابى خليفة النعمان و شرح منهاج نووى و شرح قصيدهء برده و غير اينها . ابن حجر مردى فقيه و دانشمند بود