سيد على اكبر برقعى قمى
404
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
است به هلال ماه شب اوّل هر ماه و به اين معنى است لقب سليم بن قيس هلالى از خواصّ اصحاب امير المؤمنين على عليه السّلام . ابن نديم در فهرست گفته كه : « حجّاج بن يوسف بر آن سر بود كه سليم بن قيس را بكشد سليم بگريخت و به ابان بن ابى عيّاش پناه برد . ابان او را پناه داد و تا پايان عمر سليم ، از او نگاهدارى كرد . سليم محتضر شد و به ابان گفت : تو بر گردن من حقّى دارى و من مىميرم » . و كتابى را به پاداش حقشناسى به او داد و اين همان كتاب مشهور سليم بن قيس هلالى است و نخستين كتاب شيعه است و جز ابان بن ابى عيّاش راوى ديگر ندارد . و سليم را هلالى ازاينجهت گفتند كه پيش از هركس ماه را ديد . و هلالى در هلالى جغتايى تخلّص است . هلالى جغتايى معاصر سلطان حسين ميرزاى بايقرا و امير عليشير نوايى بود . نخستين بار كه به مجلس امير بار يافت اين شعر را خواند : چنان از پا فكند امروزم آن رفتار و قامت هم * كه فردا برنخيزم بلكه فرداى قيامت هم امير او را در بر كشيد و از تخلّصش پرسيد گفت هلالى و بر احترامش افزود . و از هلالى است مثنوى شاه و گدا و مثنوى ليلى و مجنون و در سال 939 به جرم تشيّع كشته گشت و اين رباعى از اوست : در عالم بىثبات كس خرّم نيست * شادى و نشاط در بنىآدم نيست آن كس كه در اين زمانه او را غم نيست * يا آدم نيست يا در اين عالم نيست همّام : بر وزن شدّاد وصف كسى است كه آهنگ كارى كند و آن را به انجام رساند و آن نام همّام بن شريح بن زيد بن مرّة بن عمر است در شمار ناسكان و متعبّدان و زاهدان و از نزديكان امام علىّ ابن ابى طالب عليهما السّلام و همان كسى است كه به آن امام گفت : « صف لى المتّقين ؛ يعنى متّقيان را براى من وصف نما » . و امير المؤمنين عليه السّلام خطبهء مشهور به خطبهء همّام را در وصف پرهيزكاران بر او خواند و چون خطبه به آخر رسيد همّام آهى از دل بركشيد و جان داد . امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « نصايح اينطور در دل مستعدّان نشيند » . و آن خطبه در نهج البلاغة مسطور است . و نام ابو فراس همّام بن غالب بن صعصعه است شاعر مشهور عرب و در فرزدق گذشت . و همام بر وزن كنام به معنى سلطان بزرگ همّت ، امير دلير ، جوانمرد ، شيراز اعلام است و ابن ابى الهمام كنيت خضر بن هبة اللّه طايى بغدادى است از شعراى ستايشگر خلفا و ملوك و وزرا و در سال 499 متولّد گرديد و در سال 564 درگذشت و از نظم اوست : جزى اللّه عنّى الخير كلّ مبخل * تجنبته فى غدوة و رواح و فى منكبى عبئا من الذل منعه * و اخرجنى من تحت رق سماج و همامى تخلّص خواجه همام الدّين محمّد تبريزى است از شاعران نامى آذربايجان و شاگرد خواجه نصير الدّين طوسى و معاصر شيخ سعدى و در فنّ غزل بيشتر طبع را به كار برد و غزليّات خود را در اين شعر همپايهء غزليّات سعدى دانست جز اينكه بىچاره اهل شيراز نيست : همام را سخن دلفريب و شيرين است * ولى چه سود كه بىچاره نيست شيرازى و از اوست منظومهء صحبتنامه به نام خواجه شرف الدّين هارون پسر شمس الدّين صاحب ديوان جوينى و در سال 714 در تبريز از دنيا رفت و از اوست :