سيد على اكبر برقعى قمى

384

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

نافع قرآن بياموزم امّا دستم به او نرسيد و اينك از شما درخواست مىكنم كه راه مرا به او باز كنيد . جعفرى عبا بر دوش افكند و مرا به نافع سپرد ورش در سال 197 در خلافت مأمون درگذشت . ورقاء : بر وزن اسماء نام نياى دعبل بن علىّ خزاعى است كه به ابن ورقاء معروف است و در دعبل گذشت و ورقا نياى پنجمين اوست و نام پدر بديل بن ورقاء صحابى است . ورقه : بر وزن صدقه نام ورقة بن نوفل بن اسد ابن عبد العزى است پسر عمّ خديجهء كبرى كسى است كه خديجه را به علوّ مقام محمّد صلّى اللّه عليه و آله راه نمود . وركانى : منسوب است به وركان بر وزن رحمان از قراى كاشان و ابو الحسن محمّد بن حسن ابن حسين وركانى در شمار اديبان و شاعران بدان قريه منسوب است . ورنوسفادرانى : ورنوس بر وزن منحوس وفادران بر وزن صاحبان منسوب است به ورنوسفادران از قراى اصفهان . ميرزا طاهر نصرآبادى در تذكرهء خود در ترجمهء عبد الحق نوشت : « مولانا عبد الحق از قريهء ورنوسفادران از اعمال اصفهان است كه وسعت آن قريه به مرتبه‌اى است كه دويست دكان پنبه كنى دارد » . بارى از آن قريه است عبد الحق ورنوسفادرانى از شعراى عصر صفوى و در موسيقى و فنّ نظم لغز و معمّا مهارتى داشت و در سال 1063 درگذشت . و از اوست : پى بازيچهء طفل همّت من * گذارد نه فلك را در فلاخن * * * چه زيان غمزهء تو را چو زنى * تيغ بر زخم جان بىتابى هيچ از بحر كم نمىگردد * گر خورد تشنه‌اى دمى آبى * * * لعل لب تو را چه زيان از غبار خط * مور ار ز كوثر آب خورد كم نمىشود ورّيده : با راى مشدّد بر وزن خنديده بنا بر ضبط سلامى در منتخب المختار ذيل تاريخ بغداد و ابن ورّيده كنيت عبد الرحمن عبد اللطيف بن محمّد ابن عبد اللّه بغدادى حنبلى است در شمار محدّثان و متوفّاى 697 . وريزه : ( به ضمّ اوّل ) بر وزن جهينه نام وريزة ابن محمّد غسّانى است در شمار محدّثان اماميّه . وزّان : بر وزن فتّان كسى را گويند كه چيزى بسنجد و به وزن آورد و آن لقب ابو الحسن علىّ بن محمّد حلبى است از اديبان و نحويان و معاصر سيف الدولة بن حمدان و مؤلّف كتابى در عروض . و ابن وزّان كنيت ابراهيم بن عثمان ابو القاسم بن وزّان قيروانى است از اعلام نحويان و اديبان و لغويان و فقيهان و كسى بود كه فضل و تبحّر او را انكار نتوان كرد و در قدرت حافظه‌اش گويند : « كتاب العين خليل ابن احمد و كتاب غريب المصنف ابو عبيد و اصلاح المنطق ابن سكّيت را در حفظ داشت » . و در تبحّرش گويند كه : « اگر كسى بگويد ابن وزّان از مبرّد و ثعلب دانشمندتر است سخن او را هركس كه ابن وزان را ديده است باور خواهد كرد » . و او را در نحو و لغت تصانيف بسيار است و از تصانيف او كه چيست ، نه ياقوت نام برده است و نه سيوطى و در سال 346 در روز عاشورا درگذشت .