سيد على اكبر برقعى قمى
372
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
و وائلى : منسوب است به وائل و آن نام پدر چندين تيره است در عرب ، از جمله : وائل پدر تيرهاى در قبيلهء ربيعه و از اين قبيله است محمّد بن اسحاق بن خليل بكرى وائلى كوفى از محدّثان اماميّه . و از جمله : منسوب است به وائل پدر تيرهاى در قبيلهء طىّ . و از جمله : منسوب است به وائل پدر تيرهاى در قبيلهء جعف . و از جمله : به وائل بن حرث پدر تيرهاى در قبيلهء بنى سليم و از جمله : منسوب است به وائل ابن و همان پدر تيرهاى در قبيلهء هوازن و نسبت به هريك بايد از خصوصيّات صاحبان ترجمت دانسته شود . و نيز وائلى منسوب است به وائل نام قريهاى در سه فرسنگى سيستان و ابو نصر عبد اللّه بن سعيد وائلى سنجرى در شمار حفّاظ حديث و صاحب تصانيف به آن منسوب است . وابشى : منسوب است به وابش بر وزن تابش نام وابش بن زيد بن عدوان بن حرث بن غيلان است پدر تيرهاى در قبيلهء قيس غيلان و از اين تيره است ابو يحيى بحر بن عدى كوفى وابشى از محدّثان اماميّه . وابصى : منسوب است به وابصه بر وزن خاشعه نام نياى ابو الفضل عبد السّلام بن عبد الرحمن بن صخر بن عبد الرحمن بن وابصة بن معبد اسدى وابصى رقّى است در شمار فقيهان و قاضيان و معاصر متوكّل خليفهء عبّاسى . چندى در رقّه و مدّتى در بغداد منصب قضا داشت و مردى نيكوروش بود و در سال 247 و يا 249 درگذشت . و جدّش وابصة ابن معبد در سلك صحابهء منظوم بود و در كوفه اقامت گزيد و ازآنجا به رقّه رفت و در رقّه ماند تا از دنيا رفت و قبرش در پيش مسجد جامع رقّه است . گويند : « وابصه پيوسته چشمانى گريان و اشكريز داشت » . « 1 » وابكنوى : بر وزن پابستهاى منسوب است به وابكنه بر وزن پابسته و آن نام قريهاى است در سه فرسنگى بخارا و ازآنجاست شمس الدّين محمّد على وابكنوى از علماى نجوم قرن هفتم و صاحب كتابى به نام زيج سلطانى به فارسى . واثله : بر وزن قافله نام واثلهء ليثى صحابى است پدر ابو الطفيل عامر بن واثلهء تابعى و ابو واثله كنيت اياس بن معاوية بن قرة بن اياس مزنى است در شمار فقيهان و اديبان و در فراست و تيزهوشى ضرب المثل است و در آن باره داستانها از او حكايت كنند . از جمله : گويند : « در صحن مسجد واسط بود و به آجرى نظر افكند و گفت : زير اين آجر حيوانى است . وقتى آن آجر را برداشتند ديدند مارى در
--> ( 1 ) - و نيز عبد اللّه بن خالد وابصى در شمار محدّثان است ( الأنساب / سمعانى : 5 / 554 ) .