سيد على اكبر برقعى قمى

344

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

نرماسيرى : منسوب است به نرماسير بر وزن گرماخيز معرّب نزما شيراز شهرهاى معروف كرمان و ازآنجاست ابو الحسن يحيى بن زكريّاى نرماسيرى از محدّثان اماميّه و صاحب كتاب شمس الذهب . نزار : بر وزن نگار نام نزار بن معد است نياى بالايين پيغمبر و براى مزيد فايدت نسب پيغمبر را برشمرم : محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطّلب بن هاشم ابن عبد مناف بن قصىّ بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد ابن عدنان و نسب‌شناسان تا عدنان بر يك‌سخن باشند و از عدنان تا آدم ابو البشر سخن به اختلاف كرده‌اند . و ابو نزار كنيت حسن بن ابى الحسن صافى است معروف به ملك النحات . وى در سال 489 در بغداد متولّد گرديد و به كسب علم پرداخت و در چندين علم بخصوص در نحو بارع گرديد سپس سفرى به خراسان و غزنه و كرمان كرد و ازآنجا به شام رفت و در دمشق زيست و تصانيفى پرداخت . از جمله : كتاب الحاوى در نحو در ( دو مجلّد ) و كتاب المقتصد در تصريف ( در يك مجلّد بزرگ ) و كتاب اسلوب الحق فى تعليل القراءات العشر و كتاب الحاكم در فقه در ( دو مجلّد ) و كتاب المقامات به سبك حريرى و غير اين‌ها و ديوان شعر و از نظم اوست در اينكه فضل براى متأخّر است : حنانيك ان جاءتك يوما خصائصى * و هالك اصناف الكلام المسخر فسل منصفا عن حالتى غير جائر * يخبرك ان الفضل للمتأخر گويند : « ملك النحات به علما استخفاف كرد و هروقت نامى از ايشان برده مىشد مىگفت : سگى است از سگان ! كسى به او گفت : در اين صورت تو ملك النحات نيستى ( شاه نحويان ) بلكه ملك الكلابى ( شاه سگان ) ملك النحات در خشم شد و او را از مجلس خود بيرون كرد » . و دور نيست كه خوى ناپسندش سبب گرديده است كه سه شاعر معاصرش او را هجو كردند : ابن منير و قيسرانى و شريف واسطى . ملك النحات در سال 568 درگذشت . « 1 » نسائى : منسوب است به نسا بر وزن عصا و آن شهركيست در خراسان در دومنزلى سرخس و ازآنجاست ابو عبد الرحمن احمد بن علىّ

--> ( 1 ) - و نيز نزارى قهستانى سعد الدّين بيرجندى شاعر اسماعيلى مذهب در اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم مىزيسته و تخلّص خود را از نام المصطفى لدين اللّه بن المستنصر باللّه خليفهء فاطمى مصر معروف به نزار گرفته است متوفّى 720 در بيرجند و صاحب ديوان اشعار . از اوست : آوازه درافتاد كه تائب شدم از مى * بهتان صريح است من و توبه ؟ كجا ؟ كى ؟ ( لغتنامه / دهخدا : 45 / 444 ) . و نيز نزاريّه نام فرقه‌اى از اسماعيليان است كه به امامت المصطفى لدين اللّه فاطمى معروف به نزار گرويدند . بعد از وفات المستنصر باللّه ميان دو فرزند او المصطفى لدين اللّه مشهور به نزار و المستعلى باللّه ابو القاسم احمد ( كه هر دو مدّعى جانشينى پدر بودند ) اختلاف افتاد و از اينجا پيروان فاطميّهء مصر دو دسته شدند نزاريان و مستعليان آن دسته كه طرفدار امامت نزار شدند اسماعيليان و عراق و شام و خراسان و قومس و لرستان بودند و آن دسته به امامت المستعلى اعتقاد داشتند اسماعيليان مصر و بلاد مغرب بودند ليكن در همان حال عدّه‌اى از طرفداران امامت نزار در مصر قوّتى يافتند و همين قومند كه به سال 524 قمرى ابو على منصور بن المستعلى را به ناگاه كشتند . حسن صبّاح مؤسّس فرقهء صباحيّهء ايران يكى از پيروان فرقهء نزاريّه است ( لغتنامه / دهخدا : 45 / 444 ) .