سيد على اكبر برقعى قمى

332

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

است و در سال 1004 آن را به پايان رسانيد و سپس وقايع بعد از سال 1004 تا 1010 را بر آن افزود و كتاب كليله و دمنه را از زبان سنگسريت به نام عيار دانش ترجمه كرد و كتابى در لغت به نام مجموع اللغات و رساله‌اى بىنقطه در اخلاق به نام موارد الكلم و كتابى در تصوّف به نام تحفهء فتحيّه يا اكبرنامه پرداخت و كتاب حيوة الحيوان دميرى را ترجمه كرد و در نظم فارسى از قصيده و غزل و مثنوى توانا بود و علّامى تخلّص كرد . نامقى : منسوب است به نامق بر وزن فاسق از قراى جام و از آن قريه است ابو نصر احمد نامقى و در زنده پيل گذشت . « 1 » نامى : بر وزن جامى اين لفظ در عربى به معنى بالنده و نموّكننده باشد و در فارسى به معنى نامور و نامى عربى لقب ابو العبّاس احمد بن محمّد دارمى مصيصى است از شعراى مشهور عرب و در نظم شعر او را همسنگ متنبى شمردند و هم با متنبى معارضات و وقايعى در اناشيد « 2 » دارد . نامى از مادحان سيف الدولة بن حمدان بود و گذشته از توانايى كه بر نظم شعر داشت در علوم ادبيّه بارع بود . و از اوست كتاب امالى . ابن خلّكان از ابو الخطّاب عون حريرى حكايت كرد كه : « روزى بر نامى درآمدم ديدم موى سرش سپيد شده و جز يك‌دانه موى سياه بقيّهء آن سپيد است ، گفتم : در ميان موى سر شما جز يك موى سياه نيست ، گفت : آرى آن موى ، يادگار عهد جوانى من است و به بقاى آن خشنودم و اين شعر را خواند : رايت فى الرأس شعرة بقيت * سوداء تهوى العيون رؤيتها فقلت للبيض اذ تروعها * باللّه الا رحمت غربتها فقل لبث السواد فى وطن * تكون فيه البيضاء ضرّتها آنگاه گفت : يك موى سپيد هزار موى سياه را مىترساند فكيف به يك موى سياه در ميان هزاران موى سپيد » . و در سال 399 در حلب از دنيا رفت و شايد او را نامى از اين نظر گفتند كه در شعر به سرعت پيشرفت و نشو و نما كرد . نائنى : منسوب است به نائن بر وزن خائن معرّب نائين شهرى است معروف ميان راه اصفهان و يزد و از آن شهر است ابو نصر احمد بن عبد اللّه نائنى در عداد فقيهان و فقه را از ابو حامد اسفراينى فراگرفت و در بغداد به تدريس و تصنيف اشتغال داشت و در سال 447 درگذشت . و ميرزا محمّد حسين نائينى نجفى از اعلام اصوليان و فقيهان معاصر و در جنبش مشروطيّت كتابى نوشت به نام تنبيه الامّة و تنزيه الملّه و در آن كتاب بر لزوم حكومت مشروطه استدلال كرد و آخوند ملّا محمّد كاظم خراسانى كه از اساتيد مسلّم و مرجع تقليد شيعه بود بر آن كتاب تقريظ نوشت و هم شيخ عبد اللّه مازندرانى و آن دو دانشمند هر دو صاحب نفوذ و اعتبار و هر دو از طرفداران سرسخت مشروطيّت بودند .

--> ( 1 ) - و نيز علىّ بن احمد بن عبد اللّه بن ليث نامقى نيشابورى در شمار محدّثان . متوفّى 480 ( الأنساب / سمعانى : 5 / 449 ) . ( 2 ) - اناشيد جمع انشوده بر وزن جرثومه شعرى است كه در محافل بعضى براى بعض ديگر خوانند و سرودها را نيز ناشيد گويند ( مؤلّف ) .