سيد على اكبر برقعى قمى

96

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

تاكرنىّ : با ضمّ كاف و سكون راى بىنقطه و كسر نون و ياى مشدّد منسوب است به تاكرنى با ياى مخفّف و آن شهرى است در اندلس و ابو عامر محمّد بن اسعد تاكرنى اندلسى در سلك كاتبان و شاعران رساگو بدان منسوب است . تاهرتى : با فتح هاى هوّز منسوب است به تاهرت و در ولجىّ بيايد . « 1 » تايبادى : با كسر ياى حطّى و فتح باى ابجد پس از يا منسوب است به تايباد « 2 » و آن قريه‌اى است از قراى بوشنج « 3 » از اعمال هرات و زين الدّين ابو بكر علىّ تايبادى از اعلام عرفا و مشاهير سالكين و صاحب ابيات عارفانه و در عين حال روان و دلكش و متوفّى 791 از آن قريه است « 4 » و اين رباعى از اوست و گويند آن را به ملك غياث الدّين نوشت : افراز ملوك را نشيب است بترس * در هر دلكى از تو نهيب است بترس با خلق ستمگرى كنى ننديشى * در هر ستمى با تو حسيب است بترس تباعى : با كسر تاى قرشت و فتح باى ابجد و كسر عين بىنقطه منسوب است به تباع كه تيره‌اى است از قبيلهء همدان در يمن و محمّد بن عمير همدانى تباعى از اصحاب امام صادق عليه السّلام به دو منسوب است . و تباعى كسى را گويند كه با ديگرى و يا پشت سر ديگرى راه رود . تبّان : با فتح تاى قرشت و تشديد باى ابجد كاه‌فروش را گويند و آن لقب بنان تبّان است از محدّثان كه حديثها ساخت و دروغها بست و امام صادق عليه السّلام او را لعن كرد . و نيز لقب ابو عبد اللّه محمّد بن عبد الملك بن محمّد است در شمار متكلّمان معتزلى امّا در پايان از آن مذهب بگرديد . تبّانى : با فتح تاى قرشت و تشديد باى ابجد منسوب است به تبّانه كه نام موضعى است در صعيد مصر و جلال الدّين احمد بن يوسف تبّانى صاحب كتاب شرح المشارق و متوفّى 793 بدان منسوب است . تبّعى : با ضمّ تاى قرشت و فتح باى ابجد مشدّد و كسر عين بىنقطه منسوب است به

--> ( 1 ) - تاهرت : نام دو شهر مقابل يكديگر در مغرب كه يكى تاهرت قديم و ديگرى را تاهرت جديد مىگويند ( معجم البلدان : 2 / 7 ) . « تاهرتى » رسول پادشاه مصر به ايران است . وى مردى فصيح و آشنا به علوم اسماعيليان بود . براى دعوت سلطان محمود به خراسان آمد . محمود كار او را به مردم نيشابور واگذاشت و ائمّهء فرق با تاهرتى در مجلسى نشستند و استاد عبد القاهر بن طاهر بغدادى با او به مباحثه پرداخت چون نتوانست به سؤالات پاسخ دهد حكم فتوا به قتل او صادر كرد . محمود به القادر باللّه ماجرا را نوشت و القادر نيز به كشتن تاهرتى فرمان داد ( الأنساب / سمعانى : 1 / 443 ) . ( 2 ) - تايباد : يكى از قراى باخرز ( خراسان ) است كه آن را به صورت طيّبات تحريف كرده‌اند و اصل آن تايب‌آباد بوده ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 376 ) . ( 3 ) - بوشنج : فوشنج . پوشنگ شهرى قديم است و بعضى بناى آن را پيش از هرات دانند و از هرات تا فوشنج شش فرسنگ راه است ( برهان قاطع : 1 / 318 و 428 ) . ( 4 ) - زين الدّين ابو بكر تايبادى در علوم ظاهرى شاگرد نظام الدّين هروى بود و از شيخ الإسلام احمد النامقى تربيت روحانى يافت و ملازمت تربت مقدّسهء وى داشت ( لغتنامه / دهخدا : 14 / 251 ) .