سيد على اكبر برقعى قمى

95

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

ت تأبّط شرّا : تأبّط بر وزن تكبّر فعل ماضى از باب تفعّل است كه آن را از نام نه از مصدر ( مبدأ فعل ) ساخته‌اند از « ابط » مانند فكر به معنى زيربغل و شرّا مفعول آن است و معنى جمله چنين است : « زير بغل گرفت بد را » . و تأبّط شرّا لقب ثابت بن جابر است كه از فارسان « 1 » عرب بود و چنان بر دويدن چالاك بود كه آهو را با دويدن شكار كرد و در تك بر آهو پيش افتاد . روزى شمشيرى زير بغل نهاد و از خانه بيرون رفت . كسى از مادرش پرسيد ثابت كجا رفت ؟ گفت « تأبّط شرّا « 2 » و خرج ؛ شرّ را زير بغل گرفت و از خانه بيرون رفت » . از اين روى او را تأبّط شرّا لقب دادند و در سال 530 ميلادى درگذشت . تاجى : با كسر جيم منسوب است به تاج الدّين كه نياى محمّد بن عبد الرحمن بن تاج الدّين حنفى است معروف به تاجى و از فقيهان حنفى و صاحب كتاب الفتاوى التاجيه و متوفّى 1114 . تادلى : با فتح دال بىنقطه و كسر لام منسوب است به تادله و آن نام موضعى است ميان تلمسان و فاس از جبال بربر و ابو يعقوب يوسف بن يحيى بن عيسى بن عبد الرحمن تادلى از اعلام ادب و صاحب كتاب نهاية المقامات فى دراية المقامات و متوفّى پس از 540 به آن منسوب است . تاش : لفظى است كه موازى يار در فارسى به كار رود و هم به معنى يار است مانند بكتاش و خيلتاش و خواجه‌تاش به معنى ياربك ( بزرگ ) و يارخيل ( سپاه ) و يارخواجه و در فارسى ، بختيار ، خدايار و دانشيار آيد . و تاش كبرىزاده لقب احمد ابن مصطفى است از اعلام علماى دولت عثمانى و صاحب كتاب الشقايق النعمانيّة فى علماء الدولة العثمانيّة و كتاب مفتاح السعادة فى موضوعات العلوم و شرح عوامل كه متن آن از عبد القاهر جرجانى است و در سال 968 درگذشت . « 3 »

--> ( 1 ) - فارسان : بر وزن قاتلان جمع فارس به معنى اسب سواران ، جنگ‌آوران ، دليران . ( 2 ) - تأبّط شرّا : لقب ثابت بن جابر بن سفيان بن عدى الفهمى با كنيه ابو زهير از مردم مضر است . شاعرى نامور و در قساوت و خونريزى معروف و در دويدن مشهور و در شعر گفتن توانا بود . در بدى به او مثل زنند و سرانجام او را در سرزمين هديليان كشته و در غار رخمان افكندند پس از چندى ، كشتهء وى را يافتند ( لغتنامه / دهخدا : 14 / 255 به نقل از الأعلام / زركلى ) . ( 3 ) - تاش : ( بكتاش ) نام غلام حارث بن كعب قزدارى كه با رابعه بنت كعب علاقه پيدا كرد ، حارث برادر رابعه كه حكومت بلخ داشت پس از اطّلاع ، خواهر خود را كشت و بكتاش نيز حارث را به قتل رسانيد و خود را نيز بر سر قبر رابعه با خنجر هلاك كرد . اين حكايت را شيخ عطار در الهىنامه به اجمال منظوم ساخته است ( لغتنامه / دهخدا : 11 / 198 ) .