سيد على اكبر برقعى قمى

58

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

و برد بر وزن قفل جامه‌اى بوده مخطّط و يا پتو مانندى كه آن را مانند لحاف بر بدن افكنند و فروشندهء آن نوع جامه‌ها را برّاد گفتند . برّانى : با فتح باى ابجد و تشديد راى بىنقطه منسوب است به برّان و آن قريه‌اى است در پنج‌فرسنگى بخارا و محمّد بن حسن برّانى كه شيخ در رجال او را ذكر كرده بدان منسوب است . براوستانى : با فتح باى ابجد و واو و سكون سين بىنقطه منسوب است به براوستان كه قريهء قديمى بوده در شهر قم و از ميان رفته است و اكنون هم جاى آن قريه را براوستان گويند و سلمة بن خطّاب براوستانى صاحب كتاب ثواب الاعمال و كتاب وفاة النبى و كتاب مقتل الحسين و كتاب عقاب الاعمال و غير اين‌ها و نيز ابو الفضل اسعد بن محمّد براوستانى ملقّب به مجد الملك وزير بركياروق بن ملك‌شاه و مقتول 472 بدان منسوب‌اند . بربرى : به فتح هر دو باى ابجد و سكون راى بىنقطه اوّل منسوب است به بربر « 1 » كه نام بيش از سى قبيله است كه در آفريقا سكونت دارند و جمعى از محدّثان بدان قبيله نسبت رسانند ، از جمله : حمزة بن عمّار بربرى كه امام صادق عليه السّلام او را حديث‌ساز و دروغگو و دور از رحمت خدا خواند . برجانى : با ضمّ باى ابجد و سكون راى بىنقطه منسوب است به بر جان و آن بنا به گفتهء ياقوت شهرى است در نواحى خزر و ابو العبّاس احمد بن محمّد مهلبى نحوى برجانى كه در مصر زيستن اختيار كرد و كتاب علل النحو و كتاب مختصر در نحو بپرداخت بدان منسوب است . برجلانى : با ضمّ باى ابجد و سكون راى بىنقطه و ضمّ جيم منسوب است به برجلان كه قريه‌اى است از قراى واسط و ابو جعفر محمّد بن حسين برجلانى صاحب كتاب الصحبة و كتاب المتيمين و كتاب الجود و الكرم و كتاب الهمة و كتاب الصبر و كتاب الطاعة ، و برجلانى تصانيف خود را به آداب و اخلاق اختصاص داد . برجمى : به ضمّ باى ابجد و جيم و سكون راى بىنقطه منسوب است به برجم كه تيره‌اى از اولاد حنظلة بن مالك بن عمرو بن تميم است و برجم به معنى بند انگشت است . و گويند : « پدر اين قبيله بندهاى انگشتانش را جمع كرد و به فرزندان خود گفت مانند اين بندها باشيد » . كنايت از اين كه پيوسته باشيد نه پراكنده . و گاهى اين تيره را به صورت جمع برجم براجمى خوانند و مثلى است مشهور و بر سر زبانها : ان الشقى وافد البراجم . بارى جمعى از تابعان و محدّثان از اين تيره‌اند ، از جمله : ابراهيم ابن عباد برجمى كوفى از اصحاب امام صادق عليه السّلام . برخش : با فتح باى ابجد و خاى نقطه‌دار بر وزن برتر نام و يا لقب نياى موفّق الدّين احمد بن عبّاس واسطى معروف به ابن برخش است از حذّاق طبيبان و از علوم ادبيّه نيز بهرهء كافى داشت و در نظم و نثر بارع بود و حكاياتى از او نقل كرده‌اند ،

--> ( 1 ) - بربر : شهرى است در سودان واقع در ساحل رود نيل و قوم بربر در آفريقاى شمالى سكنى داشت و با عرب مخلوط شد تا جايى كه تميز آن دو نژاد مشكل مىباشد و در كشورهاى ليبى و تونس و برقه و الجزاير و مراكش پراكنده‌اند . كلمهء « بربر » را يونانيان به طور كلّى به همهء اقوامى كه از تمدّن خارج بودند اطلاق مىكردند . ايلات ساكن سرحدّ ايران و افغانستان را نيز بدين نام خوانند ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 251 ) .