سيد على اكبر برقعى قمى
50
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
باغونى : با ضمّ غين نقطهدار منسوب است به باغون و آن قريهاى است از اعمال بوشنج در نواحى هرات و شمس الدّين محمّد بن احمد بن ناصر باغونى شافعى دمشقى از اعلام اديبان و صاحب كتاب تحفة الظرفاء فى تواريخ الملوك و الخلفاء و متوفّى 871 بدان منسوب است . باقلانى : با فتح قاف منسوب است ( بر خلاف قياس ) به باقلا و آن حبّهاى است معروف كه پزند و خورند و باقلافروش را باقلانى گويند و قياس آن در نسبت باقلايى و باقلاوى است . بارى باقلانى لقب قاضى ابو بكر محمّد بن طيب بصرى بغدادى است از پيروان ابو الحسن اشعرى و از اعاظم متكلّمان فرقهء اشاعره و در فنّ مناظره « 1 » دستى توانا داشت و در پاسخگويى و سرعت جواب ، زبردست بود و در سال 403 درگذشت . بان : بر وزن نان نام درختى است كه چوب آن راست رود و بدين مناسبت قدّ خوبان را به آن تشبيه ( مانند ) كنند و از دانهاش روغن گيرند و روغن آن را دهن البان گويند و تكدرخت آن را « بانه » گويند و بان لقب ميمون كوفى است از اصحاب امام صادق عليه السّلام و شايد از جهت موزونى قامتش او را بان گفتند و يا آنكه از در طيبت آن لقب را به او دادند و ابن بانه كنيت عمرو بن محمّد ابن سلمان بن راشد است از مغنيان مشهور و صاحب كتابى در آغانى و متوفّى 278 . بانقوسى : با سكون نون و ضمّ قاف منسوب است به بانقوسا و آن بنا بر گفتهء ياقوت نام كوهى است در بيرون شهر حلب در جهت شمالى شهر كه اكنون محلّتى از آن شهر است و عبد القادر بن صالح ابن عبد الرحمن حلبى بانقوسى در شمار اديبان و فقيهان و صاحب كتاب سلك النضار فى شرح الدرر المختار و شرح نظم مراقى الفلاح و متوفّى 1199 به آن منسوب است . بانويه : با فتح نون و واو در عربى و سكون يا و ها مركّب است از دو كلمهء بانو و ويه و گذشت كه ويه در زبان فارسى كلمهء تحسين و اعجاب است به معنى چه خوب بانويى ! و « واو » بانو در تركيب عربى افتاده است و « بانويه » نام جدّهء ابو الحسن علىّ ابن مبارك نحوى است معروف به ابن الزاهدة « 2 » و زاهده لقب مادر اوست و نامش امة السلام است دختر ابراهيم بن علىّ بن ابى الحسن بن ابى الجريش كه از زنان واعظه و محدّثه است و ابو الحسن خود در طبقهء نحويان است و شاگرد ابو السعادات بن شجرى و ابن خشاب و متوفّى 594 و شعر نيز گفته و اين بيت از جمله قصيدهاى است كه در ستايش صلاح الدّين گفته و اثر صناعت نحو كه پيشهء او بوده در آن پيداست : إذا كانت الاعداء فعلا مصارعا * اصار مواضيه الحروف الجوازما و بايد دانست كه گنجانيدن اصطلاحهاى علمى
--> ( 1 ) - مناظره : بر وزن مناقشه با يكديگر در چيزى نگريستن ، با هم بحث كردن در موضوعى و نظير آوردن چيزى را و يكى را مانند ديگرى گردانيدن ( لغتنامه / دهخدا : 44 / 1177 ) . ( 2 ) - و نيز « بانويه » نام يكى از دو رسولى كه بازان به دستور خسروپرويز براى تحقيق امر حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله به مدينه فرستاد و در همان هنگام حضرت ، خبر درگذشت خسروپرويز را به اين دو رسول داد ( لغتنامه / دهخدا : 10 / 604 ) .