سيد على اكبر برقعى قمى
49
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
بارع : با كسر راى بىنقطه يعنى فزون از ديگران ؛ خواه در زيبايى و خواه در دانش و خواه در ديگر فضائل و آن لقب ابو عبد اللّه بغدادى است و در دبّاس بيايد . بارقى : با كسر راى بىنقطه و قاف منسوب است به بارق و آن نام آبى است در عراق ميان قادسيّه و بصره و نام كوهى است در تهامه و يا در يمن كه سعد بن عدّى بن حارثه در آنجا فرود آمد و زيستن كرد و كسانى را كه در آنجا مسكن گرفتند بارقى گفتند ، از جمله : عروة بن ابى جعد بارقى صحابى . و عروه همان كسى است كه پيغمبر يك دينار وى را داد تا بدان گوسپندى خرد و عروه با آن دينار ، دو گوسپند خريد و يك گوسپند را به دينارى فروخت و آن ديگر را با يك دينار پيش پيغمبر برد و پيغمبر به او گفت خدا سوداگرى تو را فرخ گرداند . « 1 » باز اللّه : با كسر زاى نقطهدار مركّب است از دو كلمه يكى « باز » به معنى پرندهء مشهور كه از جوارح و پرندگان شكارى است و ديگر كلمهء « اللّه » به معنى باز خدا و آن لقب عبد القادر بن ابو صالح گيلانى است امام فرقهء قادريّه از فرق صوفيان و صاحب كتاب المواهب الرحمانيّة و الفتوح الربّانيّة و متوفّى 560 و شايد لقب باز اللّه را از شعر خود دريافت كرده آنجا كه گفته است : انا بلبل الافراخ املاء دوحها * طربا و فى العلياء باز اشهب بازيار : با سكون زاى نقطهدار به معنى همدم باز و اين تركيب از دو كلمهء فارسى و عربى است و آن لقب ابو علىّ احمد بن نصر بن حسين است نديم سيف الدولة بن حمدان و صاحب كتاب تهذيب البلاغة و كتاب اللسان و متوفّى 352 . نگارنده گويد : « بازيار لقب پدر او نصر بن حسين است كه به معتضد خليفهء عبّاسى پيوست و معتضد او را با زبان خود قرار داد و شايد از شدّت مراقبت و مصاحبت بازان او را بازيار گفتند و آن لقب بر پسر نيز ماند » . باشانى : منسوب است به باشان بر وزن شاهان و آن قريهاى است از قراى هرات و ابو عبيد احمد ابن محمّد بن عبد الرحمن باشانى هروى صاحب كتاب الغريبين در غريب قرآن و غريب حديث و كتاب ولاة هرات و متوفّى 401 بدان منسوب است . باطرقانى : با كسر طاى حطّى و سكون راى بىنقطه و فتح قاف منسوب است به باطرقان . ياقوت گفته كه : « آن قريهاى است از قراى اصفهان » . و احمد ابن فضل بن محمّد بن احمد باطرقانى در شمار محدّثان و مقرئان و خوشنويسان و صاحب كتاب طبقات القرّاء و كتاب الشواذ و متوفّى 460 به آن منسوب است . « 2 »
--> ( 1 ) - و نيز حيّان بن اياس بارقىّ ازدىّ از صحابه بود و از أبي عمر روايت كرد ( الأنساب / سمعانى : 1 / 254 ) . ( 2 ) - و نيز ابو بكر عبد الواحد بن احمد بن محمّد بن عبد اللّه بن عبّاس باطرقانى از قرّاء و اهل عبادت و از روات بود . در اوايل ايّام مسعود غزنوى سال 421 در جمادى الآخر و به روايتى در ماه رجب در مسجد جامع يا در خانهء خود در فتنهاى كه در خراسان بر پا گرديد كشته شد ( الأنساب / سمعانى : 1 / 259 ) .