سيد على اكبر برقعى قمى
44
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
و متوفّى 1008 . و از جمله : عمر بن علىّ بن حسن انطاكى خطيب و صاحب كتاب المقبول . و از جمله : ابراهيم بن عبد الرزّاق انطاكى مقرى متوفّى 338 . أنعمى : با فتح همزه و سكون نون و ضمّ عين بىنقطه منسوب است به انعم . ياقوت گفته كه : « آن نام موضعى است در عاليه » . و نيز نام كوهى است در مدينه . و نيز منسوب است ( بر خلاف قياس ) به نعايم كه تيرهاى است از آل عامر از قبيلهء عامر بن صعصعه و يا منسوب است به نعميّين كه قبيلهء ديگر از عربند و سالم بن عبد الواحد مرادى انعمى به يكى از دو قبيله منسوب است . أنمارى : با فتح همزه و سكون نون منسوب است به انمار بن ارش كه پدر تيرهاى است از قبيلهء بجيله و زهير بن قين انمارى بجلى از شهيدان طف و از ناموران بزرگ منزلت به دو منسوب است . أنماطى : با فتح همزه و سكون نون منسوب است به انماط جمع نمط به معنى فرش و بساط و انماطى كسى را گويند كه فرش و بساط بفروشد و برابر آن در فارسى فرشفروش است و ابراهيم ابن صالح انماطى صاحب كتاب الغيبة و ابو القاسم عثمان بن سعيد بن بشار احول انماطى از فقيهان شافعى و متوفّى 288 و ابو الطاهر بركات بن شيخ ابى اسحاق ابراهيم خشوعى انماطى متوفّى 598 پيشهء فرشفروشى داشتند و بدان مناسبت ايشان را انماطى گفتند . أنيس : با ضمّ همزه و فتح نون مصغّر انس نام انيس بن جنادهء غفّارى صحابى برادر ابو ذر غفارى و نام انيس بن قتادهء باهلى صحابى است كه گويند در روز احد كشته گرديد . أنيف : با ضمّ همزه و فتح نون مصغّر انف به معنى بينى نام چند تن از صحابه است ، از جمله : انيف بن جشم صحابى . أوالى : با فتح همزه منسوب است به اوال و ياقوت با فتح و ضمّ همزه هر دو ضبط كرده است و آن نام جزيرهاى است از جزاير بحرين و حسين بن علىّ بن ابى سروال اوالى از فقيهان اماميّه و از شاگردان محقّق كركى و صاحب كتاب الاعلام الجليّة فى شرح الالفيّة و كتاب الكواكب الدرّيّة بدان منسوب است . أودى : با فتح همزه و سكون واو منسوب است به اود بن صعب بن سعد كه پدر تيرهاى است از قبيلهء مذحج و نيز منسوب است به اود بن عبد اللّه بن قادم كه پدر تيرهاى است از قبيلهء همدان و جمعى از محدّثان بدان دو قبيله منسوبند . أورمه : با ضمّ همزه و سكون واو و فتح راى بىنقطه ( بنا بر ضبط علّامهء حلّى در ايضاح الاشتباه ) نام پدر محمّد بن اورمه ابو جعفر قمّى است صاحب كتاب تفسير القرآن و كتاب المناقب و كتاب المثالب و كتاب الملاحم و غير اينها . نگارنده گويد : « ندانستم ازچهروى او را اورمه نام دادهاند و ممكن است نام وى در اصل ارومه بوده است و سپس اورمه شده است و ارومه در لغت عرب به معنى ريشهء درخت است » . أوزاعى : با فتح همزه و سكون واو منسوب است به اوزاع كه بطنى است از قبيلهء ذى الكلاع و بعضى گويند : « بطنى است از قبيلهء همدان » . و ياقوت گفته : « قريهاى است در دمشق » . و شايد آن قريه مسكن اين قبيله بوده و به نام همان قبيله شهرت يافته است . بارى از همين قبيله است ابو عمرو عبد الرحمن بن عمرو