سيد على اكبر برقعى قمى

45

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

ابن يحمد « 1 » اوزاعى كه در بعلبك از مادر بزاد و در بيروت زيستن گرفت و از فقيهان بنام گرديد . گويند : « از هفتاد هزار مسأله جواب توانستى گفت و در شام از او فقيه‌تر نبود » . و در سال 157 درگذشت . أوسى : با فتح همزه و سكون واو منسوب است به اوس كه قبيله‌اى است مشهور در مدينه و يكى از دو شاخهء انصار است و جمعى بسيار از صحابه و تابعان بدان منسوبند و اوس به معنى گرگ است . أوفى : با فتح همزه و سكون واو و در آخر الف مقصوره يعنى وفادارتر و آن نام چند تن از صحابه است . أوقص : با فتح همزه و قاف و سكون واو و در آخر صاد بىنقطه كوتاه گردن را گويند و آن لقب محمّد بن مسلم بن رياح كوفى است صاحب كتاب اربعمائة مسأله ( چهارصد مسأله ) در حرام و حلال و از اصحاب صادقين عليهما السّلام و او را از جهت كوتاهى گردنش « اوقص » لقب دادند . أويس « 2 » : با ضمّ همزه و فتح واو مصغّر اوس نام جمعى است ، از جمله : اويس مرادى قرنى تابعى از زهاد مشهور و از اعاظم تابعان . أهبان : با ضمّ همزه و سكون‌هاى هوّز بر وزن عثمان به معنى آماده ، نام چند تن صحابى است . أهتم : با فتح همزه و سكون‌هاى هوّز بر وزن اشرف كسى را گويند كه دندان پيشين او شكسته باشد و آن نام پدر سلمة بن اهتم كوفى است از اصحاب صادقين عليهما السّلام . أيادى : به فتح همزه و ابن خلّكان به كسر آن ضبط كرده است منسوب است به اياد بن معد بن عدنان برادر مضر و ربيعه و انمار كه پدر قبيله‌اى است و جمعى از مشاهير به دو منسوبند ، از جمله : قس ابن ساعده ايادى از حكما و بلغاى عرب . و از جمله : ابو عبد اللّه احمد بن ابى داود بن جرير ايادى قاضى القضات عصر معتصم و واثق دو خليفهء عبّاسى و متوفّى 240 . و از جمله : زافر بن عبد اللّه ايادى از اصحاب امام صادق عليه السّلام . إياس : به كسر همزه نام جمعى از صحابه و محدّثان است و بعضى به فتح همزه نيز ضبط

--> ( 1 ) - يحمد : به ضمّ ياى حطّى و سكون حاى بىنقطه و كسر ميم مضارع از باب افعال و عربان از فعل مضارع بخصوص بسيار نامگذارى كرده‌اند مانند : يزيد و يشكر و يعمر و يعيش و تغلب و غير اين‌ها ( مؤلّف ) . ( 2 ) - اويس قرنى ابن عامر بن جزء بن مالك از طايفهء بنى مراد . اصل وى از يمن است . او زندگى حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم را ادراك نكرد . در جنگ صفّين با حضرت - علىّ بن ابى طالب عليهما السّلام بود و بيشتر برآنند كه وى در همين واقعه كشته شد در سال 37 هجرى . ابن بطوطه گويد : « قبر او را در دمشق زيارت كرده است » . و باز او گويد : در كتاب المعلم فى شرح صحيح المسلم قرطبى خوانده‌ام كه اويس با جماعتى از صحابه از مدينه به شام مىرفت و در راه در بريّه‌اى كه آنجا نه آب و نه آبادى بود وفات كرد . همراهان در كار او ماندند ناگاه حنوط و كفن و آب حاضر ديدند و در شگفتى شدند پس او را شسته و كفن پوشيده و بر او نماز كرده به خاك سپردند و سوار شدند . يكى از آنان گفت كه بازگرديم و نشانه‌اى بر قبر او گذاريم چون بازگشتند از قبر اثرى نيافتند » . ( الأعلام / زركلى : 2 / 32 ؛ لغتنامه / دهخدا : 8 / 509 ) .