سيد على اكبر برقعى قمى
43
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
أنس : با فتح همزه و نون كسى را گويند كه با او خو گيرند و آن نام جمعى از صحابه و محدّثان است ، از جمله : انس بن مالك انصارى صحابى پيشكار پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و متوفّى 93 و يكصد سال در جهان بزيست . أنصارى : با فتح همزه منسوب است به انصار به معنى ياران و ياوران و در اصطلاح ، مردم مدينه را كه به پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم گرويدند انصار گويند در برابر مهاجرين كه مردم غير مدينه بودند . و انصار از دو قبيله كه در مدينه زيستن داشتند به وجود آمد ؛ يكى قبيلهء اوس و ديگرى خزرج و كسانى را كه به آن دو قبيله نسبت رسانند انصارى گويند مگر آنكه كسى آن لفظ را نام خانوادگى خود برگزيند بىآنكه به انصار بپيوندد دو از اعلامى كه به آن قبيله نسبت مىرساند ابو اسماعيل عبد اللّه بن ابو منصور محمّد انصارى هروى معروف به خواجه عبد اللّه انصارى است « 1 » از اكابر عرفا و اعاظم سالكين و صاحب كتاب منازل السائرين و اين كتاب را ملّا عبد الرزّاق كاشانى شرح كرده است و كتاب كنز السالكين و طبقات الصوفيّة و كتاب ذمّ الكلام و كتاب زاد العارفين و انوار التحقيق در مناجات و مقالات و مواعظ و رسالهء محبّتنامه و رسالهء قلندرنامه و رسالهء هفت حصار و متوفّى 481 و پوشيده نماند كه خواجه عبد اللّه انصارى نسب به ابو ايّوب انصارى « 2 » كه از صحابهء پيغمبر صلى اللّه عليه و آله است رساند . أنطاكى : با فتح همزه و سكون نون منسوب است به انطاكيّه با تخفيف ياى حطّى و بعضى يا را مشدّد خوانند و آن از شهرهاى شام است و جمعى از اعلام از آن شهرند ، از جمله : شيخ داود بن عمر طبيب و فيلسوف انطاكى صاحب كتاب تزيين الاسواق و كتاب تذكرة اولى الالباب و كتاب النزهة المبهجة فى تشحيذ الأذهان و تعديل الامزجة « 3 »
--> ( 1 ) - خواجه عبد اللّه انصارى از عارفان بزرگ و اهل سلوك بود و صحبت شيخ ابو الحسن خرقانى را دريافته و از انفاس قدسيّهء وى بركات ديده و خود گويد : « عبد اللّه مردى بود بيابانى ، مىرفت به طلب آب زندگانى ، ناگاه رسيد به ابو الحسن خرقانى ، چنان كشيد آب زندگانى كه نه عبد اللّه ماند و نه خرقانى » . و كتاب انوار التحقيق مشتمل بر مناجات و مواعظ و نصايح از اوست . خواجه به فارسى و عربى شعر سروده و اين رباعى از اوست : گر در ره شهوت و هواخواهى رفت * از من خبرت كه بينوا خواهى رفت بنگر ز كجايى به كجا آمدهاى * مىدان كه چه مىكنى كجا خواهى رفت ( رهبر دانشوران / سيّد على اكبر برقعى : 27 - خطّى ) . ( 2 ) - ابو ايّوب انصارى : خالد بن زيد از صحابهء پيغمبر و ياران پاكنهاد امير المؤمنين است در تمام مشاهد پيغمبر حاضر بود ، همچنانكه در تمام جنگهاى علىّ بن ابى طالب حاضر بود . خطيب در تاريخ بغداد گويد : « وقتى ابو ايّوب را بر اين كار ملامت كردند گفت : پيغمبر ما را به جنگ با قاسطين و مارقين و ناكثين امر فرمود و ما را به يارى امير المؤمنين على عليه السّلام و جنگ با مخالفين فرمان داد » . ابو ايّوب در سال 51 و يا 52 به جنگ روم رفت و در بيرون شهر قسطنطنيّه درگذشت و همانجا به خاك رفت ( لغتنامه / دهخدا : 2 / 372 - 374 ) . ( 3 ) - و نيز كتابهاى ألفيّة فى الطبّ ، نزهة الاذهان فى اصلاح الابدان ، زينة الطروس فى احكام العقول و النفوس ، كفاية المحتاج فى علم العلاج ، الجامع للعجب العجاب و شرح عينيّهء ابن سينا و رسالهاى در علم هيئت . و نيز ابو الفرج يحيى بن سعيد متوفّى 485 طبيب و مورّخ ، اصلا از مصر بود به انطاكيّه رفت و در آنجا اقامت گزيد . ذيلى بر كتاب نظم الجوهر ابن بطريق كه در تاريخ پادشاهان و خلفا و نصرانيّت و بطارقه و اعياد و نصاراست نوشت ( لغتنامه / دهخدا : 8 / 413 ؛ الأعلام / زركلى : 2 / 333 ) .