سيد على اكبر برقعى قمى
117
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
ابن عمر همان كسى است كه از خر بيفتاد و بر زمين نقش بست و مردم گردش انجمن شدند . عيسى گفت : « ما لكم تكأكأتم علىّ كتكأكؤكم على ذى جنة افرنقعوا عنى ؛ يعنى چونست كه گرداگرد مرا گرفتيد چونان كه ديوانه را گرد گيريد ، دور شويد از من » . و از اينگونه تركيبها كه دور از فهم مردم بود به كار برد و خليل بن احمد دربارهء كتاب جامع و اكمال وى گفته است : بطل النحو جميعا كلّه * غير ما احدث عيسى بن عمر ذاك اكمال و هذا جامع * فهما للناس شمس و قمر ثلجى : با فتح اوّل و سكون لام و كسر جيم منسوب است به ثلج به معنى برف و آن نام نياى ابو عبد اللّه محمّد بن شجاع است معروف به ابن ثلجى در شمار فقيهان و محدّثان « 1 » و صاحب كتاب تصحيح الآثار الصحيح و كتاب النوادر و متوفّى 256 . و نيز ثلج نام ثلج بن ابى ثلج بن يعقوبى است از اصحاب حضرت رضا عليه السّلام . ثلّاج : با فتح اوّل و تشديد لام به معنى برففروش لقب ابو عبد اللّه حسين بن احمد بن مغيره بوشنجى است در شمار محدّثان و اديبان و در بوشنجى گذشت . ثماله : با ضمّ اوّل بر وزن گشاده به معنى تهماندهء ظرف و تهماندهء آب حوض . نيز به معنى كف شير لقب عوف بن اسلم است كه پدر تيرهاى از قبيلهء ازد بود و از اين تيره است ابو حمزه ثابت بن دينار ثمالى از اصحاب علىّ بن الحسين ، امام باقر ، امام صادق و كمى از زمان موسى بن جعفر عليهم السّلام را درك كرد و كتابها پرداخت ، از جمله : تفسير قرآن و كتاب زهد و رساله در حقوق و در سال 150 درگذشت . و نيز از اين تيره است ابو العبّاس محمّد ابن يزيد بن مبرّد نحوى و در مبرّد بيايد . ثمامه : با ضمّ اوّل بر وزن گشاده به معنى گياه سستى كه قد نكشد و آن نام جمعى است . و ابو ثمامه كنيت عمرو بن عبد اللّه بن كعب صايدى است از شهيدان كربلا و همان كسى است كه فرارسيدن هنگام نماز پيشين را به ياد امام حسين عليه السّلام آورد و امام از خدا خواست كه او را در شمار نمازگزاران به شمار آرد . « 2 » ثمانينى : با فتح اوّل منسوب است به ثمانين به معنى هشتاد و آن قريهاى است بالاى شهر موصل
--> ( 1 ) - ابن نديم گويد : « ابن ثلجى كسى است كه فقه ابو حنيفه را از هم شكافت و دلايلى بر آن افزود و علل آن را روشن كرد و با احاديث ، تقويت و در سينهها جاى گزينش ساخت » . ( الفهرست / ابن نديم : 259 ) . ( 2 ) - و نيز ثمامة بن اشرس نميرى از بزرگان متكلّمان معتزله و از نويسندگان بليغى است كه نزد مأمون جاه و منزلتى داشت و وزارت را به او تكليف كرد و او نپذيرفت . صاحب كتاب الحجّة و كتاب الخصوص و العموم فى الوعيد و كتاب المعارف و هو المعرفة و كتاب على جميع من قال بالمخلوق و كتاب الرد على المشبّهة و كتاب المخلوق على المجبرة و كتاب نعيم اهل الجنة و كتاب السفن ( الفهرست / ابن نديم : 207 ) . و نيز ثمامة بن اثالى الحنفى رئيس يمامه از مردم قبيلهء بنى حنيفه بود . پيغمبر در سال ششم هجرى سليط ابن عمرو را به دعوت با نامه نزد او فرستاد ، او در يكى از غزوات اسير مسلمين شد و مدّت سه روز رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله به وى تكليف قبول اسلام كرد وى نپذيرفت ، پيغمبر او را عفو كرد و پس از خلاصى بازگشت و با رغبت و ميل خويش مسلمانى گرفت . زمانى كه مسيلمه در يمامه خروج كرد و مردم به وى گرويدند او از متابعت مسيلمه -