سيد على اكبر برقعى قمى
115
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
كتاب الفصيح و كتاب اختلاف النحويين و كتاب معانى القرآن و كتاب الشواذ و كتاب الامثال و كتاب غريب القرآن ؛ و كتاب الايمان و الدواهى و كتاب استخراج الألفاظ من الأخبار و غير اينها . و ثعلب عمرى طولانى كرد و يازده خليفهء عبّاسى را بديد كه اوّل ايشان مأمون و آخر ايشان المكتفى باللّه بود و در آن مدّت ثروتى اندوخت و در پايان عمر ، كر گرديد و در روز جمعه كه از مسجد جامع برگشته بود حالى كه به كتابى كه در دست داشت نگريست اسبى به او تنه زد و او را در گودالى افكند و مغزش آسيب ديد و از درد سر به شدّت ناليد و پس از دو روز ديگر سال 291 درگذشت و بيست و يك هزار درهم و دو هزار دينار و مستغلّاتى كه سههزار دينار مسكوك طلا ارزش داشت بر جاى گذاشت و وارث او دخترى بود كه از پسرش بر جاى بود . و او را ثعلب ( روباه ) ازآنروى لقب دادند كه پرسشها را وقتى پاسخ گفتى از هر درى سخن كردى و جواب گفتى و اين شعر از اوست : إذا أنت لم تلبس ثيابا من التقى * تقلبت عريانا و ان كنت كاسيا و بايد دانست كه ثعلب بر نر و ماده هر دو گفتهاند و نر را ثعلبان با ضمّ ثاى ثخذ و لام و ماده را ثعلبه گويند و با اين وصف ، ثعلبه از اعلام مردان عرب است و جمعى از صحابه و محدّثان ثعلبه نام داشتهاند . ثعلبى : با ضبط پيش منسوب است به ثعلب و آن لقب ابو اسحاق احمد بن محمّد بن ابراهيم نيشابورى است از مشاهير مفسّران و صاحب كتاب كشف البيان در تفسير مشهور به تفسير ثعلبى و كتاب العرائس در قصص انبيا و كتاب ربيع المذكرين و متوفّى 427 . و بايد دانست كه ثعلبى لقب اوست نه نسب او و گويا پيشهء پوستين روباهدوزى داشته و يا پوستين روباهفروشى و ازآنروى او را ثعلبى گفتند . و ابن خلّكان گفته كه : « او را ثعلبى و ثعالبى هر دو گويند » . و اين سخن تأييد كند كه ثعلبى داراى چنان پيشه بوده است . و نيز ثعلبى لقب ابو سعيد فرج بن قاسم بن احمد ثعلبى غرناطى است در شمار اديبان و مفسّران و مقرئان و شاعران و صاحب كتابى در باى موحّده و متوفّى 781 و ندانستم ثعلبى در ابو زكريّا يحيى بن قاسم بن مفرج بن ورع بن خضر بن حسن بن حامد تكريتى ، نسب است و يا لقب . ياقوت گفته كه : ابو زكريّا يكى از پيشوايان مسلمين بود و در طبقهء فقيهان و مفسّران و لغويان و عروضيان و شاعران و شاگرد ابن خشّاب و متوفّى 616 و اين ابيات را در اقسام الف « امر » نظم كرده است : لالف الامر ضروب تنحصر * فى الفتح و الضم و اخرى تنكسر فالفتح فيما كان من رباعى * نحو اجب يا زيد صوت الداعى و الضم فيما ضمّ بعد الثانى * من فعله المستقبل الزمانى و الكسر فيما منهما نخلى * ان زاد عن اربعة أو قلا
--> براى من ندانسته نبود در اين وقت 25 سال داشتم . من به نحو بيش از چيزهاى ديگر اهتمام مىورزيدم و همينكه پايهء آن را استوار نمودم به شعر و معانى غريب پرداختم و قريب ده سال ملازمت ابو عبد اللّه ابن اعرابى را از دست ندادم » . ( الفهرست / ابن نديم : 75 ) .