سيد على اكبر برقعى قمى

103

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

تمّار : با فتح اوّل و تشديد ميم خرمافروش را گويند و آن لقب ميثم تمّار است از خواصّ اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام . و شيخ مفيد در ارشاد گفته كه : « ميثم زرخريد زنى از بنى اسد بود و امير المؤمنين عليه السّلام او را خريد و آزاد كرد تا آنجا كه گفته امير المؤمنين عليه السّلام به او خبر داد كه پس از من تو را بر دار آويزند و ميثم در بيست و دوّم ماه ذىالحجه سال 60 هجرى به فرمان عبيد اللّه بن زياد بر دار آويخته شد » . « 1 » تمّام : با فتح اوّل و تشديد ميم به معنى بسيار درست نام ابو غالب تمّام بن غالب بن عمرو مرسى اندلسى است معروف به ابن تيّان و در تيّان بيايد . و ابو تمّام كنيت حبيب بن اوس طايى است در طبقهء اوّل از شعراى محدّثين و تا جايى رسيد كه زمخشرى در كشّاف ازآن‌پس كه شعر او را گواه مقصود گرفت گفت كه : « ابو تمّام هرچند از ميان طبقات چهارگانهء شعراى جاهلين و مخضرمين و متقدّمين و محدّثين در طبقهء اخير جاى دارد و اديبان به اشعار طبقهء محدّثين استشهاد نكنند امّا ازآنجاكه ابو تمّام از اساتيد عربيّت است من در عبارات وى حكم روايات مىرانم » . و از قصايد معروف ابو تمّام قصيدهء بائيّه است كه در فتح عموريه نظم كرد بدين مطلع : السيف اصدق انباء من الكتب * فى حده الحد بين الجد و اللعب صاحب تجارب السلف گفت : « معتصم خليفهء عبّاسى كه قصيده در ستايش وى بود سى هزار درهم به ابو تمّام بخشيد ، امّا چون به اين شعر رسيد : رمى بك اللّه برجيها فهدمها * و لو رمى بك غير اللّه لم يصب معتصم گفت : دنرت دراهمك ؛ دراهمت را دينار كردى يعنى سيمت را زر كردى و سى هزار دينار ( سكّهء طلا ) به او داد » . و ابو تمام در مرثيت محمّد بن حميد طوسى نظم بلند را به پايه‌اى رسانيد كه ابو دلف عجلى آرزو كرد كه كاش آن مرثيت براى وى بود و گفت : « هرگز نميرد آن‌كس كه مقصود بدان مرثيت است » . و اين چند بيت از آن قصيده است : و قد كان فوت الموت سهلا فرده * اليه الحفاظ المر و الخلق الوعر و نفس تعاف الضيم حتّى كانه * هو الكفر يوم الروع او دونه الكفر فاثبت فى مستنقع الموت رجله * و قال لها من تحت اخمصك الحشر تردى ثياب الموت حمرا فما اتى * لها الليل الّا و هى من سندس خضر بارى ابو تمّام در طراز اوّل از اديبان و شاعران و منشيان است و صاحب كتاب مختار شعر القبائل

--> ( 1 ) - و نيز ابو الحسن علىّ بن اسماعيل مكنّى به ابن تمّار نوادهء ميثم تمّار از بزرگان اماميّه و متكلّمان اماميّه است و در زمان هارون الرّشيد مىزيست . وى نخستين كسى است كه علم كلام را به مذهب اماميّه وارد كرد و كتابى دربارهء امامت به نام الكامل نوشت ( لغتنامه / دهخدا : 33 / 272 ) . نيز حسين التّمار مكنّى به ابو بكر فيلسوف دهرى از مخالفان و معاصران محمّد بن زكريا رازى ( لغتنامه / دهخدا : 15 / 926 ) . و نيز تمّار عبد الملك بن عبد العزيز مكنّى به ابو نصر النسائى القشيرى در شمار محدّثان به بغداد رفت و در سال 228 درگذشت و او را رحله‌اى است ( لغتنامه / دهخدا : 15 / 926 ) .